ابن عبّاس مىگويد كه هنگامى كه نيروهاى طرفين صف كشيدند ، ابو جهل گفت :
خدايا ! كسى كه از ما شايسته كمك است . مورد نصرت قرار ده ! « 1 »
گفته شده است : هنگامى كه پيامبر خدا ( صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ) كثرت نيروهاى مشركين و كمبود نيروهاى مسلمين را مشاهده نمود ، رو به قبله ايستاد و عرض كرد : خدايا ! آن وعدهاى را كه به ما دادهاى ، به انجام برسان . خدايا ! اگر اين تعداد كم كشته شوند ، ديگر در روى زمين هرگز مورد ستايش و عبادت قرار نمىگيرى ، رسول خدا ( ص ) دستهاى مبارك خود را به سوى آسمان بلند مىكرد ، به حدّى كه عبا از روى دوشش افتاد . هنگام شب ، وقتى تاريكى همه جا را فراگرفت و خواب بر اصحاب او مستولى گشت ، آنان در يك محلّ پر از شن و ماسه إقامت گزيدند . به حدّى كه گامها در آن ثابت نمىماند . پس خداوند متعال ، باران را پىدرپى فرستاد . شنها محكم و استوار گشتند و گامهايشان ثابت گرديد . اين باران ، نسبت به قريش همانند تيرهاى پرتاب شده مىماند . خداوند رعب و وحشت را بر قلوب قريش افكند ، آنچنانكه آيه مىفرمايد :
« سَأُلْقِي فِي قُلُوبِ الَّذِينَ كَفَرُوا الرُّعْبَ »
. « 2 »
پيامبر خدا ( صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ) اصحاب خود را تجهيز نمود . آنان فاقد ابزار لازم جنگى بودند . در ميان تمام آن جمع ، فقط دو اسب وجود داشت كه يكى از آن زبير بن عوّام و ديگرى از آن مقداد بود . جمعا هفتاد نفر شتر داشتند كه از آنان به نوبت استفاده مىكردند . رسول خدا ( صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ) ، علىّ بن ابى طالب و مرثد بن ابى مرثد هر سه تن از يك شتر سوارى مىگرفتند كه آن شتر از آن مرثد بود ولى قريش دويست رأس ، يا چهارصد رأس و بنابر آمارى پانصد رأس اسب داشتند .
هنگامى كه آنان به تعداد كم مسلمانان نگاه كردند ، ابو جهل از سر استهزاء گفت : آنان فقط يك لقمه هستند . اگر غلامان خودمان را به سراغ آنان بفرستيم ، آنان را با دست خود مىگيرند و دستگير مىكنند . عتبه به او گفت : حتما آنان افرادى دارند كه از نظر ما پوشيده هستند يا نيروهاى كمكى دارند كه در پى مىآيند . پس عمرو بن وهب را براى خبر گرفتن فرستادند . او با اسب خود ، در اطراف چادرهاى مسلمانان گشت و برگشت . او به قريشيان گفت : آنها افراد ذخيره يا نيروى كمكى ندارند ولى مادران يثربى ، افرادى به وجود آوردهاند كه همگى در انتظار مرگ هستند . آيا نمىبينيد كه
هامش
( 1 ) . مجمع البيان ، ذيل آيات 9 و 12 سورهء انفال .
( 2 ) . سورهء انفال ، آيهء 12 .