تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كنز العرفان في فقه القرآن — صفحة 442

مساهمون:

ص٤٤٢
كرد و شايد خداوند متعال به بركت وجود تو ، چشم روشنى ما را فراهم سازد . پس با بركت و عنايت خداوند راه بيافتيد . پيامبر خدا ( صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ) از گفتار سعد خوشحال شد و فرمود : با اذن پروردگار و كمك او حركت كنيد . خداوند متعال به من وعده داده است كه يكى از دو طايفه از آن ما خواهد بود و خداوند هرگز در وعده‌اش تخلّف نمىورزد و من همانند آن است كه به هلاكت افتادن ابو جهل ، عتبه و فلان و فلان را به چشم خود ، مىبينم . سپس دستور فرمود كه مسلمانان به طرف چاه « بدر » حركت كنند . قريش نيز رو به سوى بدر آوردند و بردگان خود را براى تهيّهء آب فرستادند . پس اصحاب رسول خدا ( صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ) آنان را دستگير كردند و گفتند : شما چه كسانى هستيد ؟ آنان در پاسخ گفتند : ما بردگان و غلامان قريش هستيم . پرسيدند : كاروان تجارتى كجاست ؟ گفتند : ما از آن كاروان ، اطّلاعى نداريم . آنان شروع به زدن غلامان نمودند ، در حالى كه پيامبر خدا ( صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ) مشغول نمازگزاردن بودند ، نماز خود را قطع كردند و فرمودند : اگر آنان راست بگويند ، آنها را مىزنيد و اگر دروغ بگويند باز آنها را رها مىسازيد . كار آنها را به من واگذار كنيد . پس آنان را نزد رسول خدا ( ص ) آوردند . پيامبر خدا ( صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ) فرمود : شما چه كسانى هستيد ؟ گفتند : اى محمّد ! ما بردگان و غلامان قريش هستيم . فرمود : تعداد نفرات قريش چند نفر است ؟ گفتند : ما تعداد دقيق آنان را نمىدانيم . فرمود : در روز چند نفر شتر نحر مىكنند ؟ در پاسخ گفتند : نه تا ده شتر نحر مىكنند . پيامبر خدا ( ص ) فرمود : پس تعداد آنان ، نهصد تا هزار نفر مىباشد . پيامبر خدا ( ص ) دستور داد آنان را حبس كنند . اين رفتار مسلمانان به گوش قريش رسيد . پس به فزع و ناراحتى افتادند و از آمدن خود بسيار ، پشيمان گشتند . عتبة بن ربيعه ، ابو البخترى بن هشام را ملاقات نمود و گفت : آيا اين ظلم را نمىبينى ؟ به خدا من از ناراحتى زير پاى خود را نمىبينم . ما بيرون آمده بوديم كه از كاروان تجارى ، حمايت كنيم و آنان از مسير خود عبور كرده‌اند و رفته‌اند . پس بىخود به سراغ محمّد و ياران او آمده‌ايم ؟ به خدا قسم قومى كه ظلم و عدوان را
كنز العرفان في فقه القرآن — صفحة 442 | المقداد السيوري / بخشايشى / عبد الرحيم عقيقي بخشايشي