خود ، به هنگامى كه عهد بستند ، وفا مىكنند ، در برابر محروميّتها و بيمارىها و در ميدان جنگ پايدارى به خرج مىدهند . اينان كسانى هستند كه راست مىگويند ( و گفتار و رفتار و اعتقادشان همآهنگ است ) و اينانند پرهيزكاران » .
حمزه و حفص از قول عاصم
« لَيْسَ الْبِرَّ »
را به عنوان خبر براى « ليس » كه مقدّم بر اسم آنست ، منصوب خواندهاند ، و اين قرائت ضعيف است ، براى اينكه اسم « ليس » لازم مىشود كه جملهء
« أَنْ تُوَلُّوا . . . »
« 2 » باشد و آن جمله است و اسم بايد مفرد باشد . و ساير قاريان به رفع خواندهاند و اين قرائت طبق اصل و قاعده است .
آقاى نافع
« وَ لكِنَّ الْبِرَّ »
خوانده است ؛ يعنى : با تخفيف « لكن » و به رفع « برّ » بنابراين قرائت « لكن » عاطفه مىباشد و ساير قاريان با تشديد و نصب « برّ » قرائت نمودهاند ، و لكن را از أخوات « انّ » قرار دادهاند .
و
« الْمُوفُونَ »
را مرفوع خواندهاند كه بر
« مَنْ آمَنَ »
عطف شده است .
و
« الصَّابِرِينَ »
را بنابر مدح ، منصوب خواندهاند .
و
« الْبِرَّ »
برّ يعنى هر كار پسنديده كه مربوط به قلب و دل باشد و يا مربوط به لسان و زبان باشد و يا مربوط به اعضاء و جوارح بدن و يا مربوط به مال و اندوختههاى اقتصادى باشد .
خطاب در آيه براى اهل كتاب ( يهود و نصارى ) مىباشد ، زيرا آنان به هنگامى كه قبله تغيير يافت ، در مسئلهء قبله فرورفته بودند و هر گروهى إدّعا مىنمودند كه نيكى اين است كه به سوى قبلهء آنها ، توجّه نمايند . آيه مباركه بر ردّ سخن آنان مىفرمايد :
« نيكى اين نيست كه به سوى مشرق ، كه قبلهء نصارى ، و يا به سوى مغرب ، كه قبلهء يهود است ، توجّه شود » .
بعضىها گفتهاند خطاب عموميّت دارد و شامل مسلمين و غير مسلمين نيز مىشود ، يعنى : نيكى منحصر به مسئلهء قبله نيست .
« برّ » يا به معناى « بارّ » نيكىكننده است كه مصدر ، قائممقام فاعل شده مانند زيد عدل : زيد عادل به كار مىرود ، يا از باب حذف مضاف از خبر يعنى « برّ من آمن » ؛ « نيكى كسى كه ايمان آورده . بنابراين لام در « الكتاب » براى جنس است ، يعنى : همهء كتابهاى الهى و بقيّهء مقصود در آيه واضح است .
هامش
( 2 ) . البته اين كلمه به ظاهر جمله است ولى در واقع باوجود آن تأويل به مصدر مىباشد كه عبارت از از تولى مىباشد كه مصدر مفرد مىباشد .