1 - استفهام در آيه ( چه كسى . . . ) براى تثبيت و بيان آن است كه كار زشت كسى كه مانع عبادتها مىشود ، ستم و ظلم است ، و اين ظلم ، بس بزرگ و عظيم مىباشد .
2 - جملهء
« أَنْ يُذْكَرَ »
مفعول دوّم براى « منع » مىباشد ( منع كرده است مساجد را از اينكه در آنها ياد خدا انجام شود ) . مانند
« وَ ما مَنَعَنا أَنْ نُرْسِلَ بِالْآياتِ . . .
« 1 »
»
؛
« أَنْ نُرْسِلَ »
مفعول دوّم منع است ؛ « هيچ چيزى مانع ما نبود كه اين معجزات را بفرستيم » .
و شاهد ديگر
« وَ ما مَنَعَ النَّاسَ أَنْ يُؤْمِنُوا »
؛ « 2 » « ناس » مفعول اول و
« أَنْ يُؤْمِنُوا »
مفعول دوم براى « منع » است : « چيزى كه مانع شد مردم را از اينكه ايمان بياورند . . . »
و همهء سه مفعول دوم ، كه در سه آيهء فوق آمده است ، به وسيلهء حذف شدن حرف جارّهء « من » ، نصب داده شدهاند كه در هر يك ، كلمهء « من » در تقدير مىباشد .
ناگفته نماند كه نصب دادن به وسيله نزع خافض ( حذف نمودن حرف جارّه ) مشروط به آن است كه « فعل » متعدّى باشد ؛ يعنى قابليّت تعدّى به مفعول دوّم را داشته باشد .
آقاى زمخشرى فرموده است :
« أَنْ يُذْكَرَ »
( مفعول له ) مىباشد ، يعنى : « منع كرد مساجد را به علّت كراهت داشتن از ذكر اللّه » .
فرمايش او مورد اشكال است ، به دليل اينكه تصوّر « منع » به دو متعلّق توقّف دارد . « منع كرده است از ذكر خدا ، به علّت كراهت داشتن از ذكر خدا » و ممكن نيست كه غير از « ذكر » در آيه در تقدير باشد ؛ زيرا همين ذكر خدا ، مورد منع قرار گرفته است ، ( سرانجام بنابر قول زمخشرى « كراهت » بايد در تقدير گرفته شود و ناروا است ) .
3 -
« مَساجِدَ اللَّهِ »
مساجد جمع است و به كلمهء
« اللَّهِ »
اضافه شده است و اضافهء جمع ، در علم اصول فقه بيان شده است كه إفادهء عموم و شمول را دارد ، ( همهء مسجدها را شامل مىشود ) .
آخر اگر بگويى برخى گفتهاند كه آيهء مباركه در روم نازل شده است ، ياران مسيحى با بنى اسرائيل جنگيدند ، بيت المقدس را تخريب نمودند ، مردارها را در آن
هامش
( 1 ) . سوره اسراء ، آيه ، 59 .
( 2 ) . سوره كهف ، آيه 56 .