همچنين پيراهنهاى مخصوص پر مقاومتى كه حافظ شما به هنگام جنگ است . اين گونه خداوند نعمتش را بر شما تمام مىكند ، شايد در برابر فرمان او ، تسليم شويد » .
« ظلال » جمع ظلّ به معناى سايه است و آن سايهء درخت و غير درخت است كه در موقع گرما انسان از آن بهرهمند مىشود . « اكنانا » جمع است و مفرد آن « كنّ » بر وزن « جنّ » به معناى وسيلهء پوشش مىباشد و مراد از آن غارهاى كوهها است كه وسيلهء حفظ از گرما و سرما مىشوند .
جار و مجرور
« مِنَ الْجِبالِ »
در واقع صفت براى
« أَكْناناً »
است ( غارهايى كه اين چنين صفتى دارند ، از كوهها است ) ، ولى چون مقدّم بر
« أَكْناناً »
ذكر شده است ، لذا به صورت حال در آمده است .
« سَرابِيلَ »
جمع است و مفرد آن « سربال » بر وزن « مثقال » مىباشد و زجّاج گفته است
« سَرابِيلَ »
به معناى هر نوع لباس و پوشش است .
« سَرابِيلَ تَقِيكُمْ بَأْسَكُمْ »
؛ « منظور از
« سَرابِيلَ »
در اين جمله « ذرّهها » است .
در جملهء قبل ، عامل اين كه فقط گرما را يادآور شد و از سرما ذكرى به ميان نيامد ، اين است كه مخاطب آيه ، اهل شهرهاى گرمسير بوده است و لذا گرما از نظر آنها مهمّتر مىباشد و يا از باب اين است كه به يكى از دو شىء مقابل هم ، بسنده نموده است ؛ يعنى با ذكر تنها گرما ، سرما هم فهميده مىشود . چه آنكه پوشش و لباس همان طورى كه از گرما نگهدارى مىكند ، از سرما نيز محافظت خواهد كرد . آيهء مباركه بر چهار مطلب دلالت دارد :
1 - تهيّه لباس از پنبه و كتان ، و غير آنها ، جايز است ؛ چه آنكه خداوند در آيهء قبل تهيّهء لباس از پوستهاى حيوانات ، پشم و موى آنها ، را تجويز نمود و بعد از آن سرابيل ( پيراهنها ) را مطرح نموده است و اين امر دلالت بر آن دارد كه لباس و پوشش در آيهء دوّم غير از لباسى است كه در آيهء اوّل ذكر شده است و اگر عين آن باشد ، تكرار لازم مىگردد و تكرار زشت و بىنمك است و يا از باب تأكيد است كه تأسيس ( نوآورى ) بهتر از تأكيد مىباشد زيرا تأسيس فايده دارد و تأكيد بلافايده است .
سرانجام از هر لباسى جايز است استفاده شود ؛ مگر لباسى كه با دليل خاصّى حرمت آن ثابت شده است ، مانند حرير ( ابريشم خالص ) و طلا ، براى مردها به دليل