ريختند ، از ورود به آن ، منع كردند و تورات را آتش زدند . ( آنگاه آيه نازل گرديد ) . و برخى گفتهاند راجع به مشركين قريش نازل شده است در سال حديبيّه ( محلى كه صلح حديبيّه در آن انجام گرفت ) . از ورود رسول خدا ( صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ) در مسجد الحرام جلوگيرى نمودند . ( بنابراين منظور از
« مَساجِدَ »
، يا مسجد الحرام و يا بيت المقدس است ) .
در پاسخ مىگوييم در علم اصول بيان شده است كه سبب نزول آيه ، باعث تخصيص عموم و شمول عامّ ، نمىشود و بلكه معيار و ملاك ، عموم خود لفظ است .
( بنابراين همهء مساجد را شامل مىشود ) .
4 -
« ما كانَ لَهُمْ أَنْ يَدْخُلُوها إِلَّا خائِفِينَ »
چند احتمال قابل توجّه است :
احتمال اوّل : آنها نبايد وارد مساجد بشوند ؛ مگر با ترس و فروتنى ، چه رسد به آنكه جرأت و انديشهء تخريب مساجد را در خود راه بدهند .
احتمال دوّم : نبايد وارد مساجد بشوند ؛ مگر با حالت ترس و هراس از مؤمنين كه به آنها حملهور شوند ، چه رسد به آنكه آنها از ورود مؤمنين ، مانع گردند .
چنانچه در سال فتح مكّه ، مطلب فوق به وقوع پيوست . بنابراين احتمال ، در آيه گزارشى است از جانب خداوند ، مبنى بر يارى دادن رسول گراميش ( صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ) .
احتمال سوّم : عدم ورود آنها در مساجد ، در علم خداوند ، محفوظ است . بنابراين احتمال ، آيهء مباركه ، وعدهء پيروزى و رهايى مساجد از شرّ كفّار ، را به مؤمنين داده است .
احتمال چهارم : معناى آيه اين است كه خداوند از اينكه آنان تمكّن ورود در مساجد را داشته باشند ، نهى فرموده است ، از آيه مباركه ، هفت حكم استفاده مىشود :
احكام هفتگانه :
1 - ساختن مساجد به عنوان وجوب كفايى ، بر مسلمين واجب است ، تا شعائر دينى در آنها انجام پذيرد ، به دليل اينكه اصل و قاعده اقتضاى عدم وجوب عينى را دارد .
2 - اگر قسمتى از مساجد در حال انهدام و از بين رفتن و خراب شدن باشد ، تعمير آن ، واجب است ؛ چه آنكه اگر تعمير آن واجب نباشد ، لازم مىگردد كه تلاش در تخريب آن به وقوع پيوندد . ( چون مسجد را به حال ويرانى ، رها ساختن ، خود نوعى تلاش براى انهدام آن است ) و بىترديد تلاش در تخريب مساجد ، حرام است .