5 - خوك از نظر مذهب شيعه با تمام جزئيّاتش ، نجس است حتّى استخوان و موى آن هم نجس است و انگيزهء اينكه تنها گوشت آن به يادآورى اختصاص يافته است ، آن است كه حرام بودن خوردن مربوط به گوشت است و مورد نظر حرام بودن گوشت خوك خواهد بود . در آيهء مباركه نكات ديگرى نيز است كه اگر خداوند بخواهد ، بيان آنها خواهد آمد .
[ 31 و 32 ] آيهء چهارم و پنجم :
« وَ الْأَنْعامَ خَلَقَها لَكُمْ فِيها دِفْءٌ وَ مَنافِعُ وَ مِنْها تَأْكُلُونَ
وَ اللَّهُ ، جَعَلَ لَكُمْ مِنْ بُيُوتِكُمْ
. . .
أَوْبارِها وَ أَشْعارِها أَثاثاً وَ مَتاعاً إِلى حِينٍ
« 1 »
»
؛
« خداوند چهارپايان را آفريد ؛ در حالى كه در آنها وسيلهء پوشش براى شما است منافع ديگرى نيز دارد و از گوشت آنها مىخوريد . خداوند براى شما از خانههاىتان محل سكونت قرار داد و براى شما از پوست چهار پايان خانههايى قرار داد . خانههايى كه بسيار سبك و كم وزن است و به هنگام كوچ كردن و موقع اقامت به آسانى آن را جابهجا مىكنيد و از پشمها و كركها و موهاى اين چهارپايان براى شما اثاث و متاع و وسايل مختلف زندگى تا زمان معيّنى قرار داد » .
« دِفْءٌ »
مصدر به معناى هر گونه پوشش است . مثلا مىگويى : « دفئنا اليوم دفئا » ؛ « پوشيدم امروز پوشيدنى » ، منظور همان وسيلهء پوشش است ، كيسهها و لباسهايى كه از پشم و موى و كرك حيوانات ، تهيّه مىگردد . شبيه « سكن » كه هم براى اهل خانه به كار مىرود و هم براى خود خانه ، « سكن » گفته مىشود . « لكن ما سكنت اليه » ؛ « براى هر آن چيزى كه به وسيله آن سكونت مىشود و آرامش حاصل مىگردد كه خود خانه باشد » .
« يَوْمَ ظَعْنِكُمْ »
آقايان نافع و ابن كثير و ابو عمرو با حركت ( فتحه ) عين قرائت نمودهاند و ساير قاريان ، به سكون آن تلاوت كردهاند . ظعن و ظعن دو لغت هستند ، مثل نهر و نهر ، « نهر » به معناى جوى بزرگ آب ، و « نهر » به معناى جارى شد ، مىباشد . « ظعن » كوچ كردن و « ظعن » به معناى كوچ كرده است ، مىباشد .
منظور از « بيوت » ( خانهها ) خيمههاى عرب است كه از پوست حيوانات تهيّه مىگردد ، از « و الاثاث » : جوهرى فرموده است « اثاث » همان وسايل و اثاثيّهء خانه است و فرّاء فرموده : « اثاث » جمع است و مفرد ندارد و ابو زيد گفته است اثاث يعنى همهء
هامش
( 1 ) . سوره نحل ، آيه 5 و 80 .