تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الصيدنة في الطب ( داروشناسى در پزشكى ) ( فارسى ) — صفحة 921

مساهمون:

ص٩٢١
صهاربخت : در ميوه‌ها و خود درخت [ نيروى ] قبض وجود دارد . جالينوس : ميوه‌اش بسيار گس است و باوجود اين آن را مىخورند . ابو حنيفه : مران درختى بلند با ساقه مستقيم است . نام بلندى عقبة المران در [ دره ] غوطه نزديك دمشق با آن ارتباط دارد زيرا درخت مران در اين [ بلندى ] مىرويد . مىگويند كه پوست اين درخت كشنده است . پولس و ابو الخير ميوه مران را در قلاع 3 تجويز مىكنند . ( 1 ) .
Cornus mascula L .
( زغال‌اخته ) ؛ ميمون ، 231 ؛
II , Dozy
، 585 ؛
I , LOW
، 464 . در ترجمهء عربى ديوسكوريد ،
I
، 85 اصطلاح « مرّان » با « ماليا » يونانى ( - زبان گنجشك -
Fraxinus exelsior L .
) مشخص شده است . ابن سينا ، 424 در عنوان « مرّان » ، متن ديوسكوريد دربارهء « زبان گنجشك » را نيز به‌طور كامل مىآورد . ابن بيطار ، تفسير ، ورق 5 ب : « ماليا [ ] - اين به عربى شجرة المرّان است . . . ، اما مران ذكر شده در كتاب هفتم « ادويه [ مفرده ] » جالينوس نه اين ( درخت ) بلكه درختى است كه در پايان كتاب اول ديوسكوريد (
I
، 133 ) به نام قرانيا ( -
Cornus mascula L .
) ذكر شده است » . نيز قس .
Low , pf .
، 248 ؛
I , Low
، 465 ؛ عيسى ، 8420 . ( 2 ) . شجرة الرمح - « درخت نيزه » . ( 3 ) . نك . شمارهء 279 ، يادداشت 2 .

984 . مرميخا 1

- ؟ [ اين ] گياهى است كه برگش به برگ كشنيز و ميوه‌اش به توت شامى مىماند . اين نام سغدى آن است و مىپندارم كه در جرجان « قمش » 2 ناميده مىشود . ( 1 ) . خواندن مشروط ، در ديگر منابع نوشته نشده و در نسخهء فارسى حذف شده است . ( 2 ) . قمش .

985 . مرخ 1

[ اين ] درختى از جمله [ درختان ] عضاه 2 است ، بلند به بالا مىرويد ، به گونه‌اى كه مىتوان زير سايه‌اش نشست . شاخه‌هاى نازك بىبرگ و بىخار دارد . مىگويند كه بسيار سبز و از درختان تهامه است ، و عشر - از درختان نجد . ابو حنيفه : ميوه [ مرخ ] به باقلى مىماند اما پهن‌تر و سرش تيز است . يك اعرابى گفته است : « مرخ به بادامك 3 شما مىماند كه در نزدتان از آن سبد مىسازند » . گاهى شاخه‌هاى مرخ بر اثر باد به هم ساييده مىشوند ، آتش مىگيرند و مىسوزند .
الصيدنة في الطب ( داروشناسى در پزشكى ) ( فارسى ) — صفحة 921 | أبو ريحان البيروني / باقر مظفرزاده