تازه كه يك رنگ باشد برگزين ؛ اگر آن را بشكنيد ، چيزى شبيه ناخنهاى سفيد نرم در درون آن ديده مىشود ؛ آن تلخ است و بوى تند دارد .
[ مر ] به هندى بول 8 [ ناميده مىشود ] .
ديسقوريدس 9 : [ مر ] شيرهء درختى است كه در عربستان ، در ناحيه شحر 10 [ مىرويد ] و شبيه « حسك مصرى » است . آن را مىبرند و مىگذارند تا شيره بر فرشى چرمى بچكد ؛ روى شاخهها نيز سفت مىشود و آن بسيار روغنى است 11 .
( 1 ) . صمغ درخت
C . myrrha Engl . , Commiphora abyssinica Engl .
يا
Balsamodendron myrrha Nees .
؛ سراپيون ، 384 ؛ ابو منصور ، 531 ؛ ابن سينا ، 423 ؛ عيسى ، 556 . « مرّ » واژه سامى است ؛
I , Low
، 306 .
( 2 ) . طروغوليطوس - يا يونانى ، بر بهلول ، 8219 .
( 3 ) . نسخهء الف : مرادخيا ؛ نسخههاى فارسى و پ : مرّادكيا ، قس .
I , Low
، 311 .
( 4 ) . مرّافروط ( ؟ ) ، در پى آن : المراسمه دسمونا ( ؟ ) ، آخرين واژه احتمالا تحريف سمرنا ( ) يونانى باشد ، ديوسكوريد ،
I
، 60 .
( 5 ) . سمريابيوطيفى ، بايد خواند سمرنا بيوطيقى - يونانى ؛ قس . بر بهلول ، 135620 .
( 6 ) . ماء ، ديوسكوريد ،
I
، 60 : صمغة .
( 7 ) . الحسك المصرى ، ديوسكوريد ،
I
، 60 : الشوكة المصرية - « خار مصرى » ، نك . شمارهء 619 .
( 8 ) . بول ؛
Platts
، 176 :
bol
. در پى آن در حاشيهء نسخهء الف افزوده شده است : « از بشر : به هندى جاطيرس و به سندى بول است » .
( 9 ) . تكرار در نسخهء اصلى .
( 10 ) . متن در اينجا احتمالا تحريف شده است : « ماء شجرة ببلاد اوانيا ( نسخهء پ : امانيا ) و هو ناحية الشحر ؛ ديوسكوريد ،
I
، 60 : « صمغة شجرة تكون ببلاد العرب » . بنابراين « اوانيا » را بايد ارابيا ( ) خواند ؛ قس .
I , D - G
، 77 :
Arabia
.
( 11 ) . در حاشيهء نسخهء الف ، ورق 119 الف افزوده شده است : « مرّ صمغى است كه از سقوطرا مىآورند .
رازى و ابن ماسويه : جانشين [ مر ] نيم وزن فلفل سياه است . ارجانى : [ مر ] تقلبى را از برخى يتوعها مىسازند و آن كشنده است . خاصيت آن جلوگيرى از گنديدگى است و به همين جهت جسد را بدون از هم پاشيدگى حفظ مىكند » .
983 . مرّان 1
اين « شجرة الرمح » 2 است .