مىكنند .
درخت انگور سياه 18 برگهايى شبيه برگهاى لبلاب دارد ، به درخت مىپيچد ، ميوهاش به صورت خوشه ابتدا به رنگ سبز است و پس از رسيدن سياه مىشود .
ريشهاش از بيرون سياه و در درون به رنگ شمشاد 19 است .
فقّاح الكرم گل [ درخت انگور ] است ، آن به رومى اويننثى 20 ، نيز اوططراوس 21 و اوسطون 22 ، به سريانى سمدرى دكرما 23 و به فارسى شكوفه زر 24 [ ناميده مىشود ] .
مىگويند كه ازآنرو چنين ناميده شده كه شراب افشره انگور ، طبق مكارم الاخلاق ، [ زر ناميده مىشود ] 25 ، همان گونه كه شراب [ به عربى ] « راح » 26 ناميده مىشود . خود گياه « زرجون » ناميده مىشود كه كنايه است از « شراب » و اين زرگون است .
ابو حنيفه : فقاح [ درخت انگور ] گل آن و بسيار خوشبوست . * پيچكهايى 27 كه درخت انگور به وسيلهء آنها مىچسبد ، « عطفه » 28 [ ناميده مىشود ] . * * اين پيچكها در سفالة الزنج مشهور است . فكر مىكنم كه اين در آن سوى خط استوا است زيرا راوى [ اين خبرها ] ، با تكيه بر فراوانى انگور در خانههايشان ، مىپندارند كه تابستان ما زمستان آنهاست و زمستان ما - تابستان آنها . لكن [ انگور در آنجا ] چنانكه بايد و شايد شيرين نيست و بد و ريز است ؛ در سال دو بار ميوه مىدهد ، وانگهى ابتدا دانه و سپس برگ پديدار مىشود 29 .
( 1 ) . نام عربى
Vitis vinifera L .
؛ سراپيون ، 242 ؛ ابو منصور ، 496 ؛ ابن سينا ، 379 ؛ عيسى ، 6 190 .
( 2 ) . كرم الشراب - « انگور شراب » .
( 3 ) . درخت تاك - ديگر نام فارسى درخت انگور .
( 4 ) . مويزه ، نك . شمارهء 1029 .
( 5 ) . نسخهء فارسى : اسفلوس ، بايد خواند انفلوس - يونانى ؛ ديوسكوريد ،
V
، 1 .
( 6 ) . اشك درخت انگور .
( 7 ) . دمعة الكرم در فرهنگهاى عربى به معناى « شراب » است و آبى كه در اينجا از آن سخن مىرود ، « دماع الكرم » ناميده مىشود ،
Lane
، 913 .
( 8 ) . نسخهء فارسى : علوج ، بايد خواند عسلوج ( جمع : عساليج ) ،
Lane
، 2047 . در پى آن در نسخهء فارسى جملهاى است كه در آن از گلهاى درخت انگور سخن مىرود ، اما اين جمله در پايان بخش محفوظ مانده نسخهء اصلى عربى همين عنوان نيز آورده شده است و به همين جهت در اينجا حذف كردهايم .
( 9 ) . يا زرجون - معرب « زرگون » ( زرگونه ) فارسى ؛ آن به معناى « شراب » نيز هست ؛ قس . لسان العرب ،
XIII
، 196 ؛
Lane
، 25 - 1224 .