( 3 ) . نسخهء الف : اولقى ، بايد خواند اقلفى ، نك . يادداشت 2 .
( 4 ) . نسخههاى الف ، ب ، پ : نبات نورا ، بايد خواند بنات نورا ، قس .
III , Low
، 479 .
( 5 ) . القريص - گزنه ، نك . شمارهء 828 .
890 . كرسنّة 1
اين دانههايى شبيه « ملك » 2 اما ريزتر 3 از آن ، به اندازهء عدس است جز اينكه پهن نيست و همانند « حسك » راهراه ناهموار است . رنگش متمايل به خاكى - زرد و مزهاش به [ مزهء ] ماش و عدس نزديك است . اگر پوستش را بكنيم ، آنگاه از نظر زردى و سرخى رنگ شبيه عدس مىشود . آن را به گاوها مىدهند .
الخوزى : اين دانههايى شبيه تخم به است ، در مغرب آن را به گاوها مىدهند . نوع سفيد آن بهتر از آن است كه [ رنگ ] زرد متمايل به سرخ دارد .
جالينوس ، « اروبيموس » 4 [ مىنامد ] .
ابو معاذ : [ اين ] دانههايى است كه در نزد ما « كسنك » 5 ناميده مىشود ، آن را به گاوها مىدهند .
( 1 ) .
Vicia ervillia Willd .
مترادف
Ervum ervillia L .
؛ سراپيون ، 261 ؛ ابو منصور ، 267 ؛ ابن سينا ، 359 ؛ ميمون ، 185 ؛ عيسى ، 18 188 . كرسنّه از كرشنّا آرامى كه به نوبهء خود از كرشنه - « سياه » سانسكريت نشئت مىگيرد ؛
II , Low
، 485 ؛
II , Vullers
، 835 .
( 2 ) . الملك - جلبّان ؛ قس . شمارهء 263 ، يادداشت 2 .
( 3 ) . نسخهء الف : اصفر ، بايد خواند اصغر ، نسخهء فارسى : خردتر .
( 4 ) . نسخهء الف : اروسيموس ، نسخهء فارسى : اوسيموس ، بايد خواند اروبيموس - يونانى .
نسخهء فارسى مىافزايد : « در منقول مخلص آورده است كه « كرسنه » را به رومى اروبس گويند [ در نسخهء فارسى : رويس ، بايد خواند اروبس - يونانى ، ديوسكوريد ،
II
، 108 ] » .
( 5 ) . نسخهء الف : نسمك ، بايد خواند كسنك ، قس .
II , Vullers
، 835 .
891 . كرسنك 1
- ؟
رازى : [ اين ] پوست ريشههايى به رنگ خاك ، سياه مايل به سرخ است ، از نظر بو شبيه سنبل است و در مزهاش اندكى ترشى [ احساس مىشود ] كه سپس به گسى تبديل مىشود .
( 1 ) . در ديگر منابع دسترس ما نوشته نشده و در نسخهء فارسى حذف شده است .