تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الصيدنة في الطب ( داروشناسى در پزشكى ) ( فارسى ) — صفحة 848

مساهمون:

ص٨٤٨
ليث گويد : كتم نباتى است كه او را با وسمه از جهت خضاب سياه استعمال كنند و در معالجت احتباس بول 2 نيز به كار برند . ازهرى گويد : كتم نباتى است كه لون او به سرخى به هم آميخته باشد . ابو حنيفه گويد : اين نبات بر سر كوه‌ها باشد و به اين معنى « عزيز » باشد ، به وسمه مشابهت دارد و در بعضى مواضع اين نبات با وسمه به هم برآيد از زمين . گفته‌اند در عرب روغنى است كه او را « مكتومه » 3 گويند به آن سبب كه كتم و زعفران در وى كرده باشند . ( 1 ) .
Isatis tinctoria L .
؛ ابو حنيفه ، فرهنگ ، 49 ؛
II , Vullers
، 798 ؛
I , Low
، 503 ؛ نيز مىتواند
Buxus dioica Forsk .
باشد ؛ عيسى ، 3423 . ( 2 ) . نك . شمارهء 881 ، يادداشت 4 . ( 3 ) . مكتومة ، نك . شمارهء 571 ، يادداشت 12 .

883 . كتّان 1

ابن السكيت او را به فتح « كاف » روايت كرده است و گويد هركه به كسر 2 روايت كند خطاست . [ سپس ] گويد كتان را به لغت عرب « زير » 3 نيز گويند . عمرو از پدر خود روايت كند كتّان [ شكل ] نادرست است و گويد « كتان » را عرب شريع 4 نيز گويد . مشاقه و اصطبه « دانه » را گويند كه به شبه سنگ در ميان [ تخم ] كتان بود 5 . ابن الاعرابى گويد : شريع ، كتان نيكو را گويند . ليث در شعر اعشى [ به صورت ] « كتن » روايت كرده است :
هديه كند به باده‌گساران آوازه‌خوانان را * برخى در [ جامه ] حرير و برخى در كتن 6
به لغت پارسى او را تخم كتان 7 گويند و در بعضى مواضع كوش‌دانك 8 گويند . گفته‌اند بعضى تخم او را « بزر » گويند به كسر « باء » ، به فتح « باء » 9 [ نيز ] روا بود و اين فصيح‌تر است . * به سغد ، سمرقند و فرغانه [ اين تخم را ] زغير 10 و زغيره هم گويند ، و به هندى السى 11 گويند . ( 1 ) . يا كتّان (
II , Dozy
، 444 ) -
Linum usitatissimum L .
؛ سراپيون ، 63 ؛ ابو منصور ، 477 ؛ ابن سينا ، 122 ؛ عيسى ، 21 109 ؛
II , Low
، 208 . ( 2 ) . يعنى كتّان .