تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الصيدنة في الطب ( داروشناسى در پزشكى ) ( فارسى ) — صفحة 823

مساهمون:

ص٨٢٣
( 24 ) . ميرون - يونانى ،
Low , pf .
، 56 . ( 25 ) . بيقولا ، ظاهرا از يونانى .

850 . قطونا 1

- اسفرزه ليث گويد : قطونا تخم نباتى است و اهل عراق او را بزرقطونا گويند . نام او از اهل بحرين پرسيدم گفتند : « ما او را حب الذرقه 2 گوييم » . به لغت پارسى او را خرغول 3 گويند اما آنچه متعارف است در پارسى اسپغول 4 است . « اسپغول » را معرب كرده‌اند و معرب او « اسفيوس » 5 است . « غول » در بعضى مواضع به لغت پارسى گوش را گويند - از اعضاى حيوان ، و چنان است گويى به سبب مشابهت نبات او به گوش اسب او را به گوش اسب تشبيه كرده‌اند . آنكه او را « خرغول » گويد ، او را به گوش خر تشبيه كرده است . حمزه گويد : اسفيوش [ نام ] پارسى است و به لغت تازى اذن الكلب 6 بود يعنى « گوش سگ » . يك نوع از او به لون [ سپيد ] است 7 و * منبت اين نوع بيشتر در سيستان است . اسپغول هندى و جرجانى 8 را منفعت زيادت بود از انواع ديگر ، لعاب در آنها بيش باشد . از پس اين دو نوع كرمانى در منفعت زيادت است از انواع ديگر ، و از پس كرمانى در منفعت قطونا ، خوزى نيكوتر است 9 ؛ قطونا خوزى دو نوع است . محمد زكريا گويد : علامت نيكوى در وى آن است كه چون در آب انداخته شود ، دانه‌هاى او در قعر آب بنشيند 10 . ( 1 ) . تخم‌هاى
Plantago psyllium L .
؛ سراپيون ، 62 ؛ ابو منصور ، 60 ؛ ابن سينا ، 91 ؛ ميمون ، 52 ؛ عيسى ، 4 143 ؛ اين نام از
qton
سريانى مىآيد (
III , Low
، 63 ) ؛ اغلب به شكل « بزر قطونا » ديده مىشود . ( 2 ) . حب الزرفه ، بايد خواند حبّ الذرقة ، قس . عيسى ، 4 143 . ( 3 ) . خرغول - « گوش خر » ، قس .
I , Vullers
، 677 . ( 4 ) . اسپغول - « گوش اسب » ؛ اغلب « اسپغول » تلفظ مىشود ؛
I , Vullers
، 90 . ( 5 ) . اسفيوس ،
I , Vullers
، 99 : اسفيوش ، قس .
III , Low
، 64 . ( 6 ) . اذن الكلب . ( 7 ) . افزوده از روى محيط اعظم ،
I
، 144 . ( 8 ) . نسخهء فارسى : جرجان ، بايد خواند جرجانى . ( 9 ) . در
Picture
، 130 درج شده است .
الصيدنة في الطب ( داروشناسى در پزشكى ) ( فارسى ) — صفحة 823 | أبو ريحان البيروني / باقر مظفرزاده