785 . فقّاح الزفت 1
الميامر : اين همان است كه روى زفت مايع مىايستد .
( 1 ) . با استناد به توضيح بالا مىتوان حدس زد كه آنچه روى زفت « مايع » ( الزفت الرطب - سقز ، تربانيتن ) مىايستد ، در اصل از سقز ( تربانتين ) تشكيل يافته است . نك . شمارهء 500 ، يادداشتهاى 9 و 10 . در نسخهء فارسى حذف شده است .
786 . فقوص 1
- خربزه نارس
ابو معاذ : [ اين ] كونده 2 و به معناى « خربزه نارس » است ؛ اين به عربى حدج 3 و به فارسى سفجه 4 است .
( 1 ) .
Cucumis melo L .
. در نسخهء فارسى حذف شده است .
( 2 ) . كونده ، قس .
II , Vullers
، 922 .
( 3 ) . الحدج ، قس .
Lane
، 530 .
( 4 ) . سفجه (
II , Vullers
، 300 ) ، قس . سپچه ازبكى .
787 . فقّاع 1
اين به رومى ذوسوس 2 و به سريانى روزنكلاه 3 است .
حمزه [ آن را ] « گندم افشره » 4 [ مىنامد ] .
[ معناى ] اوليه تفقيع 5 چنين است : گلبرگ را به شكل گلوله درمىآورند ، سپس با انگشتان ضربهاى بر آن وارد مىآورند ، آنگاه صداى تركيدن [ گلبرگ ] به گوش مىرسد 6 .
( 1 ) . نوشابهاى همانند آبجو كه از دانههاى گوناگون با افزودن علفهاى دارويى به دست مىآيد . دربارهء شيوهء تهيهء فقاع نك . محيط اعظم ،
I
، 364 ؛ آ . لوكاس ، مواد و صنايع دستى مصر باستان ، مسكو 1958 ، ص 46 - 47 . نيز قس . ابو منصور ، 438 ؛ ابن سينا ، 549 ؛
II , Vullers
، 686 .
( 2 ) . ذوسوس - يونانى ، ديوسكوريد ،
II
، 88 ؛ بر بهلول ، 68422 .
( 3 ) . روزنكلاه ( ؟ ) .
( 4 ) . گندم افشره .
( 5 ) . التفقيع و الفقاع هر دو از يك ريشهاند .
( 6 ) . قس . شمارهء 782 ، يادداشت 4 .