779 . فطراساليون 1
- جعفرى
[ اين ] تخم « جعفرى رومى » 2 است .
ابو معاذ : [ تخم ] « [ جعفرى ] كوهى » است ، سياه و درشت است ، پوستهء سخت سنگى دارد ، كشيده و دراز است و مزهاش همان مزهء كرفس است .
[ اين ] به رومى اوروا [ سالينون ] 3 ، به سريانى زرع كرفساد طورا 4 ، نيز زرع بطراسلينون 5 ، به فارسى تخم كرسب كوهى 6 است . مىگويند كه در كوههاى هرات نيز يافت مىشود .
رازى : اين ، تخم سياه شبيه ميويزج اما اندكى ريزتر از آن است ، در محل شكستگى مزه و بوى خوش [ احساس مىشود ] .
ديسقوريدس : فطروسالينوس در كپادوكيه 7 در جاهاى سنگى مىرويد . تخمش شبيه نانخواه [ اما ] خوشبوتر و تندتر است .
ارجانى : [ آن ] سياه ، چروكيده و شبيه ميويزج كوهى است ، جز اينكه ريزتر از آن و خوشمزه و معطر است .
( 1 ) . ( ديوسكوريد ،
III
، 62 ) -
Petroselinum sativum Hoffm .
، ابو منصور ، 436 ؛ ابن سينا ، 579 ؛ ميمون ، 196 ؛ عيسى ، 415 .
( 2 ) . الكرفس رومى .
( 3 ) . نسخههاى الف و ب : اردرا ، نسخهء پ : اردوا ، بايد خواند اوروا [ سالينون ] - يونانى ، (
III , Low
، 433 ) كه به معناى « جعفرى كوهى » است .
( 4 ) . زرع كرفساد طورا ، قس .
III , Low
، 433 .
( 5 ) . زرع بطرا سلينون .
( 6 ) . تخم كرسب كوهى ، قس .
I , Vullers
، 249 و
II
، 817 .
( 7 ) . قبادوقيا ، ديوسكوريد
III
، 62 : ماقيدونيا - مقدونيه .
780 . فط 1
- پادزهر
صهاربخت : [ فط ] در برابر زهرها به ويژه بيش ايستادگى مىكند .
( 1 ) . در ديگر منابع دسترس ما نوشته نشده و ظاهرا نوشتار ديگر فاط است ، نك . شمارهء 765 . در نسخهء فارسى حذف شده است .