سبب مهرزنى كه از تصوير منتسب به ارتميس 9 مراقبت مىكند ، اين مهر نقش [ ارتميس ] را بر خود دارد 10 . [ اين گل ] را « مهرهاى بحيره » 11 نيز مىنامند . تفاوت ميان آن و اخراى درودگران 12 در آن است كه مانند اخرا آلوده نمىكند .
تپهء واقع در لمنس به رنگ سرخ است و گل آن با سنگريزه يا چيزى ديگر آميخته نيست . آن گويى سوخته است و در آن هيچ چيز نمىرويد . اين [ زن گل ] را مىآورد و به ملايمت در آب نرم مىكرد ، هنگامى كه [ آب ] ساكن مىشد ، آن را بيرون مىريخت ، تهنشينشده را جدا مىكرد ، [ لايهء ] ميانى چسبناك را برمىداشت و بر آن مهر مىگذاشت 13 .
اطيوس : اين [ تپه ] در جزيره لمنس 14 [ قرار دارد ] و به نام « تپهء كاهنان » معروف است .
الخوز : بهترين [ گل مختوم ] آن است كه بويش شبيه بوى زاج 15 باشد . اگر آن را در دهان كه خون از آن جارى است ، بگذاريم ، [ خون ] را بند مىآورد .
حمزه [ آن را ] « گل نوشته » 16 [ مىنامد ] .
پولس : جانشين همه گلها تفالهء نقره است .
اوريباسيوس : گل مختوم - غاليمنيوس 17 است .
ابن ماسويه : جانشين گل مختوم دو جزء گل ارمنى 18 است .
ديسقوريدس : [ اين گل را ] از غارى كه در سرزمين انطرون 19 واقع است ، استخراج مىكنند ، آن را با خون بز ماده خمير مىكنند و مهر مىزنند ، به همين جهت « مهر » ناميده مىشود .
( 1 ) .
Terra sigillata
لاتين ( ابو منصور ، 375 ) يا
Terra lemnia
؛ از نظر تركيب به اخرا نزديك است يعنى هيدرات اكسيد آهن با ناخالصى خاك ؛ ميمون ، 172 . نيز قس . سراپيون ، 499 ؛ ابن سينا ، 311 .
( 2 ) . نسخهء الف : دسيسغزغوس ، بايد خواند لمنيسفرغوس ، قس . ديوسكوريد
V
، 79 : لمنياسفراجس - يونانى .
( 3 ) . نسخهء الف : طبعى ديمثا ، بايد خواند طبعى دلمنيا .
( 4 ) . نسخهء فارسى : گل نبشته ، قس .
II , Vullers
، 1012 ؛ نسخهء الف : كل اذشتك ، اما اندكى پايينتر نوشتارى درستتر - گل نوشته ، نك . يادداشت 16 .
( 5 ) . طين بحيرة . بحيره به عربى به معناى « درياچه » است ؛ ناحيهء پوشيده از درياچهها را در درهء نيل با اين نام نشان مىدهند ؛ منابع عربى ،
II
، 388 .
( 6 ) . مختوم الملك - « مهر شده براى شاه » يا « مهر شده به وسيلهء شاه » .
( 7 ) . مغرة لمنيه . لمنس ( يونانى ) - جزيرهء آتشفشانى در بخش شمالى درياى اژه .