( 5 ) . ارجوانى سخيف ، ديوسكوريد ،
V
، 131 : و الاخر فيه فرفير - « ديگرى [ به رنگ ] ارغوانى .
( 6 ) . نسخههاى الف و فارسى : طيموليا ، بايد خواند قيموليا ( نسخه پ ) .
( 7 ) . طين الرخام .
682 . طين قبرسى 1
- گل قبرسى
اين « گل سبز » و ورقهورقه است .
( 1 ) .
Terra cyprica
؛ ابو منصور ، 376 ؛ قس . ميمون ، 172 .
683 . طين اقريطش 1
- گل كرتى
آن ضعيفتر از همه گلهاست ، اما [ خاصيت ] پاككنندگى دارد و ازاينرو با آن ظرفهاى نقرهاى را پاك مىكنند .
( 1 ) . قس . ابن سينا ، 317 .
684 . طين ارطرياس 1
قوىتر از اين [ گلها ] است و به همين جهت مىسوزاند .
( 1 ) . نسخهء الف : طين لرطاس ، احتمالا تحريف طين ارطرياس - يونانى ( ديوسكوريد ،
V
، 130 - 131 ) از نام شهر « ارتريا » . در ديگر منابع دسترس ما نوشته نشده است ؛ در نسخهء فارسى حذف شده است .
685 . طين الكرم 1
- گل انگور
اين [ گلى ] است كه به شاخههاى انگور مىمالند تا كرمهاى روى آن را بكشد .
مىگويند كه « خاك انگور » به پيدايش گل [ انگور ] كمك مىكند . اگر آن را به شاخه انگور بماليم ، كرمهايى را كه در بهار روى آن پديدار مىشوند و با خوردن غنچههايش 2 آن را فاسد مىكنند ، مىكشد .
جالينوس : برخى از مردمان « خاك انگور » را ، يا به سبب خاصيت ويژهاش و يا از آن روى كه خاصيت درمانىاش بيشتر است ، « شفابخش » 3 مىنامند و نه ازآنروى كه براى نهالهاى انگور سودمند است . باوجود اين اگر آن را به شاخههاى انگور بماليم ، كرمهايى را كه در بهار روى آنها پديدار مىشوند و با خوردن غنچههايى كه از آنها گل به وجود مىآيد فاسدشان مىكنند ، مىكشد .