* عبيد [ بن ] الابرص : اين شراب است ملقب به « طلا » ، همان گونه كه گرگ ملقب به « ابو جعده » است 2 .
طلا 3 شراب غليظ شبيه مرهم شتر 4 است . او مىگويد كه اين « شراب انگور » 5 است .
ديدم شرابها چون طلا * گاه شهر با شهر قياس كنند
و اين حلال است و آن حرام * چونان كه گرگ را ابو جعده لقب دهند
( 1 ) . طلا به معناى « مرهم ، صمغ » است ، شرابى را كه پخته و به يك سوم حجم اوليه رساندهاند چنين مىنامند و اين همان « مىپخته » فارسى است ؛
Lane
، 1876 ؛ لسان العرب ،
XV
، 11 ؛ نيز قس . ابن سينا ،
V
، 233 ، يادداشت 2 .
( 2 ) . * اين جمله در فرهنگهاى
Lane
( 1876 ) و لسان العرب (
XV
، 11 ) نيز آمده است و در آنجا گفته شده است كه هنگامى كه المنذر مىخواست عبيد بن الابرص ( شاعر پيش از اسلام ، در سال 554 ميلادى كشته شد ) را بكشد ، شاعر خطاب به او اينچنين سخن مىگويد ، وانگهى مىخواست بگويد : « تو مىخواهى جوانمردى خود را به من نشان دهى ، درحالىكه آماده مىشوى تا مرا بكشى . تو به گرگ مىمانى كه رفتارش بد اما لقبش خوب است .
( 3 ) . در نسخهء اصلى نوشتار دوگانه آورده شده است : الطلى و قيل الطلاء .
( 4 ) . طلاء الابل .
( 5 ) . الخمر ، نك . شمارهء 406 .
677 . طين 1
- گل
اين به رومى فيلوس 2 ، به سريانى طينا 3 است .
( 1 ) . با يونانى و
terra
لاتين مطابقت دارد .
( 2 ) . فيلوس ؛ ممكن است تحريف يونانى « كلوخ ، خاك » باشد ؛ نسخهء فارسى : قيلوس .
( 3 ) . طينا ، نسخهء فارسى به « گل فارسى » و « ماتى هندى » نيز اشاره مىكند ؛
Platts
، 978 .
678 . طين مختوم 1
- گل مهر
به رومى لمنيسفرغوس 2 ، به سريانى طبعىدلمنيا 3 ، به فارسى گل نبشته 4 [ ناميده مىشود ] .
آن را « طين بحيره » 5 و « مختوم الملك » 6 نيز مىنامند .
رازى : اين [ گل ] را چنان مىآميزند كه اصلا نمىتوان تشخيص داد .
جالينوس : آن را « اخر المنسى » 7 مىنامند و « مهرهاى لمنسى » 8 نيز ناميده مىشود ، به