( 1 ) . در فرهنگها مترادف « قطن » - پنبه نوشته مىشود ؛
II , Vullers
، 550 ؛ عيسى ، 1 89 . ممكن است به معناى « پنبهء پاپيروس » نيز باشد ؛ لسان العرب ،
VII
، 346 ؛
II , Dozy
، 68 .
( 2 ) . ابو حنيفه ، 78 .
( 3 ) . قطن البردى .
( 4 ) . البيلم ، قس . شمارهء 138 ، يادداشت 12 .
( 5 ) . قطن القصب .
674 . طلق 1
اين به هندى تالك 2 است و به رنگهاى سفيد و زرد وجود دارد . به رومى اغلوبوطيس 3 ، نيز گسميس 4 و گسطريس 5 است ؛ به سريانى كوكبا [ د ] ارعا 6 به معناى « ستارهء زمين » 7 است .
رازى : بهترين [ طلق ] يمنى است .
پولس : [ طلق ] شبيه شب يمانى است و در جزيرهء قبرس يافت مىشود . جانشين آن زبد القمر 8 است . مىگويند كه آن مانند شبنم از آسمان مىافتد و سپس لايه به لايه سنگى مىشود 9 .
من نوع زرفام [ طلق ] و در كابل وهبيان 10 نوع مسى 11 را ديدهام .
( 1 ) . معرب « تلك » فارسى ؛
II , Vullers
، 547 . با اين اصطلاح ميكا ، نيز طلق و پنبهء نسوز را در نظر دارند ؛ كريموف ، سر الاسرار ، 153 ، يادداشت 322 ؛ ابن سينا ، 306 ؛ ميمون ، 177 .
( 2 ) . تالك ، در ديگر منابع از جمله در نسخهء فارسى به ابهرك
( abhrak )
به عنوان نام هندى « طلق » اشاره شده است ؛
Platts
، 6 ؛
Dutt
، 76 ؛ محيط اعظم ،
III
، 194 .
( 3 ) . اغلوبوطيس - يونانى ، بر بهلول ، 264 .
( 4 ) . گسميس - يونانى ، بر بهلول ، 48815 .
( 5 ) . نسخهء الف : گسطريس ، نسخهء فارسى : كستربوس - يونانى ، بر بهلول ، 50823 .
( 6 ) . كوكبا ارعاه ، بايد خواند كوكباد ارعا ( نسخهء پ ) .
( 7 ) . كوكب الارض ، قس .
Lane
، 2623 .
( 8 ) . زبد القمر ، قس . شمارهء 309 ، يادداشت 2 .
( 9 ) . نسخهء فارسى مىافزايد : « ابو بكر على بن عثمان الكاسانى گويد : اين سخن ضعيف است و از صدق به دور است . زيرا كه طلق را معادن است در كوهها و بعضى مواضع از زمين . بعضى معادن او را در راه كاشغر و در كوههاء و يخ و درواز [ ؟ ] معاينه كرديم [ واژهء دوم بهطور جزئى پاك شده است ؛
Picture
، ص
V
: