ديسقوريدس 4 : [ طريفلون ] گياهى به درازاى حدود يك ارش است ، شاخههاى نازك [ به درازاى ] يك وجب دارد و شبيه اذخر است ؛ روى هر شاخه سه برگ است ، در آغاز رشد بوى شراب مىدهد و چون بزرگ شود ، بوى قفر 5 از آن به مشام مىرسد . گلها ارغوانى و تخمها تقريبا مسطحاند . رويش اندكى كرك و در يك طرفش چيزى مانند نخ وجود دارد .
( 1 ) . يونانى « سه برگى » . اين نام به چند گياه داده شده است : حندقوقى ، نك . شمارهء 357 .
يادداشت 3 ، خصى الثعلب ، نك . شمارهء 400 ، يادداشت 3 و
Psoralea bituminosa L .
( عيسى ، 11 149 ) .
در اينجا به معناى آخرى است ، زيرا توصيف طريفلون كه در بالا آمده با آنچه ابن بيطار دربارهء « حوماتة » ( ابن بيطار ، دستنويس ، ورق 380 ب ) -
Psoralea bituminosa L .
مىگويد كاملا مطابقت دارد ؛
I , Dozy
، 343 ؛ بدويان ، 2856 . افزونبر آن در كتابهاى زبان عربى واژهء « طريفلن » خودبهخود تنها به معناى « حوماتة » به كار مىرود ، نك . ابن بيطار ، تفسير ، ورق 27 ب ؛ انطاكى ، 218 .
( 2 ) . تلبه ( ؟ ) ؛ ابن بيطار ، دستنويس ، ورق 380 ب : ثلاثلة اسقت ( اسقف ؟ ) .
( 3 ) . شوك الفأرة - « خارموش » -
Cirsium acarna D . C .
؛ عيسى ، 8 49 .
( 4 ) . ديوسكوريد ،
III
، 104 .
( 5 ) . القفر . ديوسكوريد ،
III
، 104 : « در آغاز رشد برگها ، بويشان شبيه بوى قفر است » .
672 . طرّيخ 1
در المتن العتيق 2 با [ حرف ] « حا » است و [ در آنجا گفته شده كه اين ] ماهى است 3 ، اما در حاشيه با [ حرف ] « خا » ؛ اين ماهى شور درياچه وسطان ارمنستان است .
[ آن نيكو است ] زيرا نمك اين محل خوشمزه است .
( 1 ) . چنين است در تاج العروس ،
II
، 269 ؛ در فرهنگهاى فارسى - طريخ كه با يونانى ارتباط دارد ؛ به معناى « ساردين » نيز مىتواند باشد (
II , Vullers
، 541 ) . اين عنوان به اختصار در
Picture
، 127 درج شده است . در نسخهء فارسى حذف شده است .
( 2 ) . المتن العتيق .
( 3 ) . نسخه الف : مع الحاء و العسل ، بايد خواند مع الحاء و السمك ، نسخهء پ : مع الحاء المهملة .
673 . طوط 1
ابو حنيفه 2 : اين پنبه است ، اما برخى راويان مىگويند كه اين « پنبهء پاپيروس » 3 است .
بيلم 4 - پنبهنى 5 است .