ابو حاتم : طرخون با فتحه [ حرف ] « را » معرب فارسى - از سبزىهاست .
( 1 ) .
Artemisia dracunculus L .
؛ ابو منصور ، 384 ؛ ابن سينا ، 303 ؛ عيسى ، 5 22 . نام عربى « ترخون » فارسى (
II , Vullers
، 537 ) ، و آن را با يا يونانى ارتباط مىدهند ؛ ميمون ، 173 .
( 2 ) . نسخهء الف : هوبلوس ، نسخهء فارسى : هرطوس .
( 3 ) . نسخهء الف : غرياوس ، بايد خواند غرمانوش ، قس .
II , Vullers
، 606 .
669 . طراغيون 1
اين گياهى است كه فقط در كرت مىرويد ، گل ، ميوه و صمغ دارد و بر دو نوع است ، يكى از آنها به شدت قابض است .
( 1 ) . يونانى ، ديوسكوريد ،
IV
، 42 -
Pimpinella tragium
( قنواتى ، 105 ، شمارهء 42 ) يا
Hypericum hircinun
، مترادف
Androsacinum hircinum Spach .
( عيسى ، 12 96 ) . اين گياه در ابن سينا ( 330 ) تعريف نشده است .
670 . طريفان 1
جالينوس : در بهار مىرويد ، تخمهايى شبيه تخمهاى عصفر دارد .
( 1 ) . طريفلّن ( ) يونانى كه به اشتباه به صورتهاى « طريفان » ، « طريفلّن » يا « طريفلّون » ( نك .
شمارهء 671 ) نسبتا رايج شده ( ابن سينا ، 310 ؛ محيط اعظم ،
III
، 190 ؛
Stein
، 1290 و 1292 ) همگى به معناى يك گياه است ، زيرا تمام آنچه ابن سينا دربارهء « طريفان » مىگويد با آنچه بيرونى در شمارهء 671 دربارهء « طريفلون » گفته است كاملا مطابقت دارد ، وانگهى تنها جملهاى كه از جالينوس در اينجا آورده شده در شمارهء 671 تكرار شده است . اين عنوان در نسخهء فارسى حذف شده است .
671 . طريفلّون 1
جالينوس : يونانيان به آن نامهاى بسيار دادهاند و تلبه 2 [ يكى از آنهاست ] ؛ [ نامهايش ] از خواص پايدارش نشئت مىگيرند . بويش شبيه بوى قفر اليهود است .
در كناش المغيث [ گفته شده است ] كه اين « شوك الفأره » 3 و از گياهان بهارى است ، تخمهايى شبيه تخمهاى عصفر دارد .
اگر [ طريفلون ] را در آب بجوشانيم و آب آن را بر [ محل ] گزيدگى افعى بريزيم ، درد را تسكين مىدهد ؛ اما اگر اين آب را بر جاى سالم [ بدن ] بريزيم ، آنگاه همان روى مىدهد كه بر اثر گزيدگى افعى پديد مىآيد .