( 1 ) . اين عنوان در حاشيهء نسخههاى الف ، ب ، پ نوشته شده و نسخهء فارسى آن را حذف كرده است .
قس . ابن سينا ، 308 .
( 2 ) . سفلين - يونانى ،
splen
لاتين .
( 3 ) . طحالا .
( 4 ) . سپرز ،
II , Vullers
، 204 .
665 . طراثيث 1
كولىهاى سجستان و گلهداران آن را هيوز 2 و همچنين خيوز 3 مىنامند . صهاربخت نيز از آن به همين نام ياد مىكند .
اين ريشهء گياهى است كه در شنها مىرويد ، متمايل به سرخ و شبيه محروث است .
[ طراثيث ] گس ، قابض و سرد است ، شكم را مىبندد و آن را به صورت تازه با شير مىخورند .
ارجانى : اين چوبپارههاى خميده به ضخامت يك انگشت و درازاى گوناگون با مزهء گس و رنگ سرخ خرمايى است .
ابن ماسه : [ طراثيث ] را از بيابان مىآورند .
* ابو معاذ از « كناش » دمشقى [ روايت مىكند ] كه [ اين ] شيرهء شنگ است .
پولس : جانشين تخمهايش كتيرا و جانشين شيرهاش [ شيره ] قرظ است 4 . [ سپس ] مىگويد كه طراثيث شيرهء ريشهء گياهى به نام قيسارون 5 است .
طراثيت در فرهنگها مادهاى است كه از « درخت سمر » جارى مىشود ، مىگويند كه طرثوث نخستين حيض سمر 6 و بسيار سرخ است .
ابن ماسويه : جانشين آن افيون است .
الخليل : طرثوت 7 گياهى است شبيه قارچ ، دراز ، نازك و متمايل به سرخ است ، آن را خشك مىكنند و به عنوان دباغىكنندهء معده به كار مىبرند . از آن هم تلخ و هم شيرين يافت مىشود .
ابن دريد : طرث - سستى 8 است و [ واژهء ] « طرثوت » از آن مشتق مىشود .
ابو حنيفه : ريشهء طرثوت تلخ است ؛ آنچه به عنوان دارو براى ما مىآورند ، طرثوث خشكشده است ، اما آن را در زمان خود 9 به مدينه مىبرند و يك حمل را به صد درهم مىفروشند . آن را پوست مىكنند و مىخورند ، نيز آن را مىپزند و آن خوشمزه است .
ابو حنيفه [ ادامه مىدهد : طرثوث ] زمين را مىشكافد [ و بيرون مىزند ] ، بخش