تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الصيدنة في الطب ( داروشناسى در پزشكى ) ( فارسى ) — صفحة 697

مساهمون:

ص٦٩٧
( 1 ) . اين عنوان در حاشيهء نسخه‌هاى الف ، ب ، پ نوشته شده و نسخهء فارسى آن را حذف كرده است . قس . ابن سينا ، 308 . ( 2 ) . سفلين - يونانى ،
splen
لاتين . ( 3 ) . طحالا . ( 4 ) . سپرز ،
II , Vullers
، 204 .

665 . طراثيث 1

كولىهاى سجستان و گله‌داران آن را هيوز 2 و هم‌چنين خيوز 3 مىنامند . صهاربخت نيز از آن به همين نام ياد مىكند . اين ريشهء گياهى است كه در شن‌ها مىرويد ، متمايل به سرخ و شبيه محروث است . [ طراثيث ] گس ، قابض و سرد است ، شكم را مىبندد و آن را به صورت تازه با شير مىخورند . ارجانى : اين چوب‌پاره‌هاى خميده به ضخامت يك انگشت و درازاى گوناگون با مزهء گس و رنگ سرخ خرمايى است . ابن ماسه : [ طراثيث ] را از بيابان مىآورند . * ابو معاذ از « كناش » دمشقى [ روايت مىكند ] كه [ اين ] شيرهء شنگ است . پولس : جانشين تخم‌هايش كتيرا و جانشين شيره‌اش [ شيره ] قرظ است 4 . [ سپس ] مىگويد كه طراثيث شيرهء ريشهء گياهى به نام قيسارون 5 است . طراثيت در فرهنگ‌ها ماده‌اى است كه از « درخت سمر » جارى مىشود ، مىگويند كه طرثوث نخستين حيض سمر 6 و بسيار سرخ است . ابن ماسويه : جانشين آن افيون است . الخليل : طرثوت 7 گياهى است شبيه قارچ ، دراز ، نازك و متمايل به سرخ است ، آن را خشك مىكنند و به عنوان دباغىكنندهء معده به كار مىبرند . از آن هم تلخ و هم شيرين يافت مىشود . ابن دريد : طرث - سستى 8 است و [ واژهء ] « طرثوت » از آن مشتق مىشود . ابو حنيفه : ريشهء طرثوت تلخ است ؛ آنچه به عنوان دارو براى ما مىآورند ، طرثوث خشك‌شده است ، اما آن را در زمان خود 9 به مدينه مىبرند و يك حمل را به صد درهم مىفروشند . آن را پوست مىكنند و مىخورند ، نيز آن را مىپزند و آن خوشمزه است . ابو حنيفه [ ادامه مىدهد : طرثوث ] زمين را مىشكافد [ و بيرون مىزند ] ، بخش