تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الصيدنة في الطب ( داروشناسى در پزشكى ) ( فارسى ) — صفحة 646

مساهمون:

ص٦٤٦

591 . شاهسپرم 1

آن را به لغت تازى ضيمران گويند ؛ نام مطلق او « ريحان » است . اگرچه نام ريحان بر جمله انواع رياحين اطلاق كنند به طريق مجاز ، اما با لفظ « ريحان » در حقيقت [ شاهسپرم ] را منظور دارند . به لغت عربى او را حماحم 2 نيز گويند ؛ چنين گويند كه عرب حماحم ، شكوفهء او را گويند و بعضى گفته‌اند حماحم ، شاهسپرم سرخ را گويند . ( 1 ) . شاه اسپرم فارسى كه اغلب
Ocimum minimum L .
مترادف
O . salinum Mol .
است ؛ سراپيون ، 454 ؛ ابو منصور ، 362 ؛
I , Dozy
، 717 ؛ عيسى ، 10 126 . برخىها مىپندارند كه اين ريحان كافورى -
Ocimum basilicum L .
است ؛ ابو حنيفه ، فرهنگ ، 43 . ( 2 ) . نسخهء فارسى : جهاجيم ، بايد خواند حماحم ، قس . شمارهء 476 ، يادداشت 8 .

592 . شابانك 1

شابانك را بعضى شابانق 2 نيز گويند به حرف « قاف » . صهاربخت گويد : « شابانك » گياهى است در زمين اهواز . ابن خالويه گويد : « عبس » 3 در لغت عربى « شابانك » را گويند و قبيلهء بنوعبس را به او بازخوانده‌اند . بشر گويد : او را به لغت پارسى جوان اسپرم گويند ، طايفه‌اى او را ريحان الشيطان 4 نيز گويند . ابن ماسويه مثل اين تقرير كرده است . ( 1 ) . معرب « شاه‌بانك » فارسى -
Inula conyzoides DC .
؛ ميمون ، 375 ؛
I , Low
، 423 ؛ عيسى ، 18 98 . نيز قس . ابو منصور ، 363 ؛ ابن سينا ، 710 . ( 2 ) . شابانق . ( 3 ) . عبس ، قس . تاج العروس ،
IV
، 183 . ( 4 ) . ريحان الشيطان .

593 . شارب 1

- ؟ محمد زكريا گويد : شارب به تربد مشابهت دارد و بر اين زيادت نكرده‌اند به صفت . ( 1 ) . در ديگر منابع دسترس ما نوشته نشده است .
الصيدنة في الطب ( داروشناسى در پزشكى ) ( فارسى ) — صفحة 646 | أبو ريحان البيروني / باقر مظفرزاده