( 1 ) . يونانى (
III , Low
، 470 ) -
Seseli tortuosum L .
يا
Tordylion officinale L .
؛ ابو منصور ، 321 ؛ ابن سينا ، 494 ؛ ميمون ، 283 ؛ عيسى ، 10 168 و 19 181 .
( 2 ) * . اين جمله اشتباها در شمارهء 579 درج شده است ؛ دربارهء كاشم نك . شمارهء 874 .
( 3 ) . تخم اشق ، اشّق صمغى است اما در اينجا به معناى « گياه »
Dorema ammoniacum Don .
است كه اين صمغ از آن به دست مىآيد ؛ نك . شمارهء 59 .
( 4 ) . انگدان ، نك . شمارهء 107 .
( 5 ) . ساسالى - يونانى ، ديوسكوريد ،
III
، 50 .
( 6 ) . رازيانه ، نك . شمارهء 458 ؛ ديوسكوريد ،
III
، 50 : ماراتون ( ) .
( 7 ) . در پى آن ، طبق معمول در نسخهء فارسى ، شرح خواص درمانى مىآيد .
585 . سيسارون 1
محمد زكريا در حاوى آورده است كه سيسارون نباتى است از معارف نباتها و حنين به عشبة الشونيز 2 تعريف كرده است .
( 1 ) . يونانى ، ديوسكوريد ،
II
، 113 ؛ دو گياه را با اين نام مشخص مىكنند :
Pastinaca sativa L .
و
Sium sisarum L .
؛ ابن سينا ، 501 ؛ عيسى ، 16 135 و 12 170 ؛
I , Dozy
، 713 .
( 2 ) . عشبة الشونيز « علف شونير » ، ابن سينا ، 501 : خشب الشونيز « [ بخش ] چوبى شونيز » . ابن بيطار مىپندارد كه چنين تعريفى خطاست و مىگويد كه اين دارويى ناشناخته است ؛ نك . ابن بيطار ، دستنويس ، ورق 320 الف ؛ تفسير ، ورق 14 الف . اما كازرونى ( ورق 199 الف ) و مؤلف محيط اعظم (
II
، 90 ) مىگويند كه همهء خواص اين دارو را كه ابن سينا آورده ، حاكى از آن است كه اين خشب الشونيز است .
586 . سين 1
محمد زكريا در كتاب حاوى او را به قرة العين 2 تعريف كرده است و گفته است كه موضع او در آبهاى ايستاده باشد و قوت او در حرف [ قاف ] ذكر كرده شود ان شاء الله .
( 1 ) . نسخهء فارسى : سير ، بايد خواند سين - يونانى ( ديوسكوريد ،
II
، 127 ) -
Sium latifolium L .
؛ ابن سينا ، 502 ؛ ميمون ، 340 .
( 2 ) . قرة العين - « خنكى چشمان » ، نام عربى اين گياه ، نك . شمارهء 830 .
587 . سيلم 1
رازى مىگويد : سيلم به زنجبيل مشابهت دارد و در طعم او تلخى باشد و طبيعت را