538 . سعد 1
به رومى قيوفاروس 2 ، به سريانى سعدى 3 ، به هندى متا 4 ، به زابلى مست 5 ، به سجستانى خويبو 6 ( ؟ ) به تركى طبرقاق 7 است .
باسهل : بهترين [ سعد ] كوفى است ، پس از آن - بستى و سپس - هندى .
[ مؤلفى ] ديگر : [ سعد ] هندى خوشبوتر از بستى است .
تركها [ سعد ] را بسيار دوست دارند و به همين جهت آن را به نزدشان مىبرند 8 .
رازى : [ سعد ] برگهايى شبيه برگهايى تره اما باريكتر ، درازتر و سفتتر دارد .
ساقهاش به درازاى يك ارش ، شبيه ساقه اذخر و اندكى كج است . بر سر ساقه برگهاى كوچك و تخمها قرار دارد . ريشههاى [ سعد ] شبيه زيتون و به شكلهاى گوناگون است - دراز و گرد ، درهم پيچيده ، سياه با بوى خوش ؛ در آن نوعى تلخى وجود دارد . [ سعد ] در آبادىها 9 و در خاكهاى خوب مرطوب مىرويد .
بهترين [ سعد ] سنگين ، متراكم ، ضخيم است ، به سختى خرد مىشود ، زبر ، خوشبو و اندكى تند است .
ابو حنيفه : سعادى 10 همان گياه سعد است .
* خشكى : [ سعد ] در اكثر [ نواحى ] عراق ، نيز در حوالى رى 11 مىرويد . بهترين [ سعد ] كوفى است با بخشهاى علفى كوتاه [ و ] بيخهاى [ كلفت ] 12 كه از بيابانهاى كمآب گرد مىآورند . بدترين [ سعد ] كوفى ريز است كه در مردابها و جنگلهاى انبوه مىرويد ، اما باوجود اين بهتر از بصرهاى است كه در كنار رودهاى جزر و مددار مىرويد . در اينجا [ سعد ] با بيخهاى درشت متصل به يكديگر ديده مىشود . بخش علفىاش « كولان » 13 ناميده مىشود و دو ارش درازا دارد . از آن براى كشاورزان حصير زبر مىبافند 14 .
بهترين [ سعد ] بصرهاى ريز و بدترين - درشت است .
دريانوردان 15 مىپندارند كه كولان در چين بر ساحل رودها در آبهاى جزر و مد مىرويد و ريشهاش خاولنجان 16 است كه از چين مىآورند .
سعد بصرهاى بهتر از رازى است ، [ سعد ] كوهى در جاهاى سرد [ مىرويد ] .
خانج 17 [ نام ] گياه سعد به گويش ترمذى است 18 .
پولس : جانشين [ سعد ] دانههاى عرعر بزرگ 19 است و [ سپس ] مىگويد كه جانشين « سعدخر » 20 افسنتين است .
ابو حنيفه : گياه سعد « سعادى » ناميده مىشود 21 .