( 20 ) . نسخهء الف : سعد الحبار ، بايد خواند سعد الحمار ، سعد گرد -
Cyperus rotundus L .
چنين ناميده مىشود ؛ عيسى ، 14 66 ، نسخهء پ : سعد الخبارى .
( 21 ) . تكرار در نسخه اصلى ، نك . يادداشت 10 .
539 . سعلة 1
الحاوى : اين همان است كه « سعالى » 2 ناميده مىشود .
پولس : از آن رو چنين ناميده مىشود كه اگر با آن بخور دهند ، براى سرفه 3 و نفستنگى كه [ بيمار را ] وامىدارد تا حالت ايستاده 4 [ بگيرد ] ، سودمند است .
ديسقوريدس 5 : برگهاى اين [ گياه ] شبيه برگهاى قسّوس اما اندكى درشتتر است .
از يك ريشه شش يا هفت برگ مىرويد ؛ روى برگ - سبز و زير آن سفيد است 6 ؛ برگها داراى گوشههاى بسيارند . درازاى ساقه حدود يك وجب و گلش زردرنگ است . ساقه و گل اين [ گياه ] چنان سريع خشك مىشوند كه [ مردم ] مىپندارند كه نه ساقه دارد و نه گل .
ريشهاش نازك و بىفايده است ؛ در مرغزارها [ و ] جاهاى مرطوب مىرويد .
( 1 ) . چنين نوشتار نام اين گياه در ديگر منابع نوشته نشده است و همه جا به شكل « سعالى » ديده مىشود .
اين
Tussilago farfara L .
است ؛ نك . شمارهء 128 ، يادداشت 2 .
( 2 ) . السعالى ، نك . يادداشت 1 .
( 3 ) . السعالى - از همينجا نيز نام عربى گياه .
( 4 ) . ضيق النفس المحوج الى الانتصاب
Lane
( 1365 ) از اينجاى متن « قاموس » برداشت نادرست كرده است : و هو أفضل دواء للسّعال و يفشّ الانتصاب - « و اين بهترين داروى سرفه است و موجب كاهش نعوظ عضو تناسلى مىشود » ؛ و همينگونه است در تاج العروس (
VII
، 376 ) . بايد خواند و نفس الانتصاب - « . . . و تنفس ايستاده است . » در پزشكى سدههاى ميانه ، حالتى كه بيمار در آن حالت در صورتى مىتواند نفس بكشد كه برخيزد ، راست بايستد و گردن را به شدت بالا بكشد ، چنين ناميده مىشود ؛ ابن سينا ،
III
، ج 1 ، 441 .
( 5 ) . ديوسكوريد ،
III
، 107 .
( 6 ) . در نسخهء اصلى برعكس : روى برگ سفيد و زير آن سبز است . در اينجا ظاهرا اشتباهى روى داده ، زيرا با واقعيت مطابقت ندارد ؛ نك . ديوسكوريد ،
III
، 107 .
540 . سعدان 1
- 2
Neurada procumbens L .
ابو حنيفه : [ سعدان ] به رنگ غبار و شيرينمزه است ، هر حيوانى آن را مىخورد . فرق