( 3 ) . الشيلم - يكى از نامهاى فارسى زوان ، نك . شمارهء 626 .
( 4 ) . توىوش ، نسخهء فارسى : بوىوش ( ؟ ) ، در ديگر منابع نوشته نشده است .
( 5 ) . نسخههاى الف و ب : الدبقة ، بايد خواند الدنقة ( نسخههاى پ و فارسى ) ، قس . ابو حنيفه ، 406 و 468 .
( 6 ) . الحز ( ؟ ) .
( 7 ) . الطعام .
( 8 ) . احمر قايم ، بايد خواند أحمر قاتم .
( 9 ) . سوس الحنطة .
510 . زوقال 1
[ زوقال ] در بردعه يافت مىود ، خود آن به اندازه غبيرا 2 و داراى هسته است . هنگامى كه مىرسد ، شيرين مىشود ، اما قبل از رسيدن تلخ است .
( 1 ) .
Cornus mas L .
- زغال اخته ؛ ابو منصور ، 305 ؛ عيسى ، 7 58 . اين عنوان در
Picture
، 122 درج شده است ؛ در نسخهء پ و قال خوانده شده و همه عنوان را خط زدهاند .
( 2 ) . الغبيرا - غبيرا يا سنجد ، نك . شمارهء 747 .
511 . زهره 1
الحاوى : اين گياهى است .
( 1 ) . طبق ابن بيطار جامع ،
II
( 171 ) سه گياه را با اين نام مشخص مىكنند : الف ) آنچه به يونانى انثيلس ( -
Anthyllis cretica Willd .
) ناميده مىشود ؛ ابن سينا ، 233 اين گياه را با نام « زهره » توصيف كرده است ؛ قس . ديوسكوريد ،
III
، 130 ؛ ب ) وج -
Acorus calamus L .
؛ پ ) آنچه يونانيان بقخارس ناميدهاند ( -
Baccharis L .
؛ نك . اننكوف ، 392 ) . در فرهنگهاى امروزى نيز چنين است ؛ نك .
I , Dozy
، 608 ؛ عيسى ، 6 5 ، 11 28 و 3 73 ؛ بدويان ، 597 ، 1475 ، 1735 . ابن بيطار سپس مىگويد كه او در عنوان « زهرة » فقط گياهى را كه يونانيان بقخارس ناميدهاند ، تعريف مىكند و اينچنين آغاز مىكند :
« رازى : گياهى كه به يونانى بقخارس [ در كتاب اشتباها « نفحارس » ] ناميده شده است ، به عربى زهرة ناميده مىشود . . . » . بنابراين مىتوان حدس زد كه بيرونى كه عنوان « زهرة » را با نقل از حاوى ( رازى ) آغاز مىكند نيز يونانى را در نظر داشته است ، اما معلوم نيست چرا ناتمام گذاشته شده است . توصيف اين گياه را نك . در ديوسكوريد ،
III
، 42 و ابن بيطار ، جامع ،
II
، 171 .