كريموف ، سر الاسرار ، 140 ؛ يادداشت 197 . شنگرف - سولفيد جيوه
( HgS )
، كانى به رنگ سرخ تند است كه سنگ معدن عمده براى استخراج جيوه است .
( 2 ) . اذلثا ( ؟ ) ؛ نام يونانى شنگرف - است ؛ ديوسكوريد ،
V
، 76 .
( 3 ) . سندور ، قس .
Platts
، 682 ؛
Dutt
، 31 و 73 .
( 4 ) . هنگل ، قس .
Platts
، 1238 ؛
Dutt
، 31 .
( 5 ) . الاسرنج ، نك . شمارهء 56 . بيرونى در الجماهر ( 216 ) مىگويد : « گاهى ميان آنها [ يعنى شنگرف و سرنج ] فرق نمىگذارند و هر دو را سنجقر مىنامند » .
( 6 ) * . در
Picture
، 122 درج شده است . نسخهء فارسى مىافزايد : « ابو بكر بن على بن عثمان گويد كوهى كه در آن موضع از او سيماب حاصل شود معروف است . در تاريخ سنهء ستمائه [ 600 / 1203 - 1204 ] در تصرف دهقانى بود از ساكنان آن خطه كه او را دهقان عالم غايبانى گفتندى و غايبان موضع است از مضافات عالم ولايت اسپره . ايراد اين حكايت در اين موضع از آن لازم آمد تا مقرر شود كه شنگرف در اين موضع معدنى است نه معمول [ مصنوعى ] . » در حاشيهء نسخهء الف ، ورق 68 الف ، اين جمله دو بار تكرار شده است : « بشر مىگويد : [ شنجرف ] عنابى كه از جيوه به دست مىآيد ، به سندى منگلو [ شايد هنگلو ، قس . يادداشت 4 ] و جاما منگلو ناميده مىشود ؛ اين ، گويا [ شنجرف ] ساييده باشد ، نه آن ساييدهاى كه از ظرفهاى شيشهاى استخراج مىكنند » .
507 . زوفا 1
[ زوفا ] خشك 2 - يكى از دو نوع - برگهايى است كه از نظر مزه ، بو و شكل به صعتر مىماند جز اينكه تندتر از آن است ، آن را از روم مىآورند و به همين جهت مىگويند كه اين صعتر رومى است . مىگويند كه [ گياه زوفا ] دو نوع است - كوهى و بستانى . به رومى اوسفون 3 و همچنين هوسفون 4 ، به سريانى زوفايبشا 5 [ ناميده مىشود ] .
اما زوفاتر 6 ، و آن ريم جمع شده در پشم گوسفندان در ارمنستان است . مىگويند كه اين گوسفندان [ علف ] يتوع و [ زوفاتر ] مىخورند و شيرهء اين علفهاست كه به پشم [ گوسفندان ] مىرسد . به رومى اوسفون 7 و همچنين اوسيفون 8 ، به سريانى زوفارطيبا 9 [ ناميده مىشود ] .
ابن ماسويه : زوفا [ خشك ] نوعى ديگر دارد كه برگهايش به پر سياوشان 10 مىماند و با آن سينه را درمان مىكنند .
رازى از او 11 [ روايت مىكند ] : جانشين زوفا يك چهارم وزن سنبل 12 و يك ششم وزن پوست سليخه است .
برخىها مىگويند كه [ زوفاتر ] ريم جمع شده در دنبهء گوسفندانى است كه در روم