Dutt ; ( sonth )
، 254 :
sunti
.
( 4 ) . شنگوير ، قس .
II , Vullers
، 471 ، 472 .
( 5 ) . زنگبير .
( 6 ) . شنگليل ، قس .
II , Vullers
، 472 .
( 7 ) . زنگبيل ، قس .
III , Low
، 502 .
( 8 ) . شنگرفير ، نسخهء فارسى : شنكرميره .
( 9 ) * . در حاشيهء نسخهء الف نوشته شده و در نسخههاى پ و فارسى حذف شده است .
( 10 ) . ديوسكوريد ،
II
، 160 .
( 11 ) . ليس بمتحشّف . ديوسكوريد ،
II
، 160 : ما لم يكن متأكلا - « خوردگى نداشته باشد » .
( 12 ) . نسخهء فارسى مىافزايد : « درست آن است كه زنجبيل [ چينى ؟ ] نوعى ديگر است و آن در كاشغر و ختن بسيار باشد . اين نوع را در آن ديار زنجبيل خطايى [ زنجبيل چينى ] گويند » .
( 13 ) . اين نقل با متن ابو حنيفه ، 476 اندكى تفاوت دارد .
505 . زنجار 1
- زنگار
به رومى ايوس 2 و همچنين ايارين 3 ، به سريانى شحثا 4 ، به هندى هرتال 5 [ ناميده مىشود ] .
ديسقوريدس : زنگار در قبرس در معدن مس 6 تشكيل مىشود . نوعى از آن وجود دارد كه تابستان در غارها به صورت قطره [ به وجود مىآيد ] و زيباترين رنگها را دارد .
در كتاب النخب [ گفته شده است ] كه [ زنگار ] معدنى را از معدنهاى مس مىآورند .
الترنجى : [ زنگار ] كه در داروهاى چشم به كار مىرود ، به كمك شراب به دست مىآيد نه سركه .
ديسقوريدس : زنگار را اينگونه به دست مىآورند : ورقههاى [ مسى ] را به مدت ده روز در ظرف سركهء تند قرار مىدهند و سپس بيرون مىآورند . برخىها آن را از برادهء مس به دست مىآورند .
سنگ پا و مرمر را [ با زنگار ] مىآميزند و در اين صورت بر اثر مالش [ با دست ] * يا دندان زدن 7 نرم نمىشود . اگر [ زنگار ] را با ناخالصى بر سفال پارهاى 8 روى زغال افروخته قرار دهيم ، تغيير مىكند و فورا سرخ مىشود 9 .
نوعى [ زنگار ] به نام « كرمگونه » 10 وجود دارد ، زيرا شبيه كرم است ؛ آن را از معدن درمىآورند و آن بهترين است . برخىها آن را در هاون مسى با دسته مسى [ اينگونه ] تهيه مىكنند : در آن سركه مىريزند ، زاج ، به ورق و نمكهاى گوناگون [ مىافزايند ] و آنها را در