( 7 ) . مائة مشمش .
( 8 ) . خواندن مشروط - اشتاروك .
( 9 ) . ثمنية مشمش .
( 10 ) . سپس لكهء سفيد كه در بالا گفته شد ، نك . يادداشت 5 .
( 11 ) . الدياقن ، ظاهرا تحريف « الدراقن » است ، نك . پايينتر ، يادداشت 25 .
( 12 ) . الفليق ، قس . شمارهء 794 .
( 13 ) . اللزيق ، قس .
II , Dozy
، 525 .
( 14 ) . يعنى هلوى سرخ .
( 15 ) . موهلو ،
II , Vullers
، 1463 : هلو - نوعى هلوى شيرين و آبدار .
( 16 ) . خواندن مشروط - هاركته .
( 17 ) . الخوخ الاقرع .
( 18 ) . فرسك ، قس . يونانى و « پرسيك » روسى ،
pfirsich
آلمانى .
( 19 ) . خواندن مشروط - هندوهلو ، قس . يادداشت 15 .
( 20 ) . سفته رنگ ، بايد خواند شفته رنگ ، قس .
II , Vullers
، 434 .
( 21 ) . در پى آن دو واژهء نامفهوم : دسارك بالبستهر ، كه اولى احتمالا « اشتارك » است ، قس . يادداشت 8 .
( 22 ) . در پى آن يك واژه پاك شده و احتمالا « وينزلها » - « و آنها را بيرون مىآورد » .
( 23 ) . يعنى بدون كرك - اجود ، بايد خواند اجرد .
( 24 ) . اللفاح ، نك . شمارهء 950 .
( 25 ) . از يونانى ، نك . شمارهء 427 .
( 26 ) . در پى آن يك واژه پاك شده .
( 27 ) . در پى آن دو واژه نامفهوم . در اينجا منظور نوعى هلو است كه به ظاهر شبيه انجير است ( هلو انجيرى ، انجير شفتلى ازبكى ) .
373 . خواتيم الملك 1
- گل مختوم
اين « گل مختوم » رومى است ، آن را مختوم الملك ، خواتيم الملك ، طين البحيره 2 ، مغرة لمنية 3 ( زيرا آن را از لمنوس 4 مىآورند ) و « خواتيم » - گل اين [ محل ] مىنامند . علت اين [ نامگذارى ] - مهرزنى است كه از مجسمه ارتميس 5 مراقبت مىكند ، اين مهر نقش [ ارتميس ] 6 را بر خود داشت .
اين [ گل ] به سبب رنگ خود « اخرا » ناميده مىشود اما مانند اخراى [ واقعى ] كثيف نمىكند . زن [ نامبرده ] آن را از تپهاى به نام « تپه كاهنان » به آنجا مىبرد . اين [ تپه ] گويى