375 . خزف التّنور 1
- سفال پارههاى تنور
به رومى استراقون 2 ، به سريانى حصباد تنّورا 3 [ ناميده مىشود ] .
( 1 ) . قس . ديوسكوريد ،
V
، 132 ؛ سراپيون ، 118 ؛ ابن سينا ، 762 .
( 2 ) . نسخهء الف : سذيقون ، نسخهء فارسى : سريقون ، بر بهلول ، 15 1391 : سريقون [ ] - زنجفر ( شنگرف ) و اسرنج ( سرنج ) ، نسخهء پ استراقون ( يونانى ) مىخواند ، ديوسكوريد ،
V
، 132 .
( 3 ) . حصاد تنورا ، باد خواند حصباد تنورا . اين عنوان معلوم نيست چرا در حاشيهء نسخهء الف ( ورق 57 ب ) نيز تكرار شده است . در آنجا نام سريانى به شكل حصباد تنورا آمده است .
376 . خطمى 1
به رومى لاثوس 2 و انوكسا 3 ، به سريانى حلمثا 4 و نطفثا 5 ، به فارسى خيروج 6 [ ناميده مىشود ] .
جالينوس : ابسقوس 7 .
ديسقوريدس : الثايا 8 - اين خطمى دشتى با برگهاى ريز است . برخىها آن را خبّازى برّى 9 مىنامند ، برگهايش مانند توت گرد است و گلهايش مانند گل سرخ - سرخ .
طولش يك ارش ، ريشه چسبناك و بخش ميانىاش سفيد است . گلهايش همان الثايا 10 ست .
مىگويند كه اين هشت دهان 11 فارسى است .
* ابو سعيد بن دوست مىگويد :
نمىدانند غزهاى نصارا * چون مىگريخت اسد 12 از آنها
كه الله راست لشكرى * و خطمى را در آنجايى
مىگويند كه ارسلان الجاذب ، خبو الخطمى 13 را به سوى آنها [ غزها ] پرتاب كرد و بسيارى از آنها نابود شدند 14 .
ابو حنيفه : خطمى با فتحهء [ حرف ] « حاء » است 15 .
پولس : خطمى نوعى پنيرك دشتى است .
( 1 ) .
Althaea officinalis L .
؛ سراپيون ، 124 ؛ ابو منصور ، 176 ؛ ابن سينا ، 748 . تقريبا تمام فرهنگها با نشانهگذارى ، خطمى مىنويسند ، اما ابو حنيفه ( 349 ) بهخصوص تأكيد مىكند كه اين واژه را بايد خطمى خواند .
( 2 ) . نسخهء الف : لاثوس ، و همينگونه نيز در بر بهلول ، 4 936 ؛ نسخهء فارسى : اثوس ، و هر دو تحريف يونانى است ( الثايا يا الثاء ، قس . ديوسكوريد ،
III
، 139 ) .
( 3 ) . نسخهء الف : انونكسا ، نسخهء فارسى : اثويكسا ، بر بهلول ، 25 202 : انوكسا يونانى .