است ، ميوهاش نيز شبيه ميوهء قرطم است . بخش درونى ريشهاش سفيد و شيرين است .
برگ خامالاون ماليس 4 يعنى سياه ، به رنگ سرخ خونى 5 و ساقهاش به ضخامت يك انگشت است ، رويش تاجى است و گلهايى خاردار با نقطهها . ريشهاش سياه و ضخيم است كه گاهى [ به وسيلهء كرمها ] خورده شده است ؛ بخش درونىاش سرخ است و آن زبان را مىسوزاند . اين [ گياه ] در بيابانهاى بىآب مىرويد .
( 1 ) . خامالاون از يونانى ، ديوسكوريد ،
III
، 8 - 9 . خامالاون سياه -
Cardopatium corymbosum Pers .
؛ ابن سينا ، 780 ؛ عيسى ، 14 39 ؛ بدويان ، 854 .
( 2 ) . خامالاون لوقوس - ، ديوسكوريد ،
III
، 8 .
( 3 ) . نسخههاى الف ، ب و فارسى : العنكبوت ، بايد خواند العكوب قس . ديوسكوريد ،
III
، 8 .
( 4 ) . خامالاون ماليس - ، ديوسكوريد ،
III
، 9 .
( 5 ) . نسخهء فارسى : و در برگ آبى باشد كه به خون مشابهت دارد .
368 . خبز 1
- نان
[ نان ] به رومى بسومن 2 ، به سريانى لحما 3 [ ناميده مىشود ] . درمك 4 آرد سفيد 5 است .
برطبق تقسيمبندى جالينوس در كتاب الى اغلوقن ، نان شش نوع است 6 : الحوّارى ، السلّجن 7 ، سميذ 8 ، وسخ الملزّز 9 ، يعنى تهيه شده از مغز [ گندم ] و سبوس باهم ، وسخ الرخو 10 ، خشكار الملزز 11 و خشكار الرخو 12 .
پولس به ويژه از خبز السلجن 13 نام مىبرد .
اطيوس : روميان در سرزمينهاى خود ، خالصترين نان را سلجن مىنامند ، در پى آن سميذ است و اين نام يونانى قديم است .
( 1 ) . قس . ابن سينا ، 774 .
( 2 ) . نسخهء الف : بسومن ، نسخهء فارسى : بسومين ( ؟ ) ؛ نام يونانى نان است ، حنين ، 212 .
( 3 ) . لحما .
( 4 ) . الدرمك ، نك . شمارهء 428 .
( 5 ) . الحوّارى ، ممكن است به معناى « نان سفيد اعلا » نيز باشد ؛
Lane
، 666 .
( 6 ) . نسخهء فارسى : و جالينوس انواع او را به ترتيب ارغلوقن حكيم شش نوع نقل كرده است .
( 7 ) . نشانهگذارى از روى نسخهء پ - الحوارى السلجن . اقرب ، 530 : سلجن - كعك ( نوعى نان ) . نسخهء فارسى : « يكى را از آن جمله حوارى گويند به تشديد « واو » و سكون « ياء » به لغت تازى بود ، و پارسيان « نان سپيد » گويند و بعضى « نان ميده » گويند [ از نان مايده « نان سفره » ] » .