365 . خانق الذئب 1
. نوعى بيش
الدمشقى : اين علف است .
الرسائلى : از آن رو چنين ناميده شده است كه اگر گرگ آن را بخورد ، دچار خفگى مىشود .
اطيوس : اين گياهى است كه سگ ، موش و [ ديگر ] حيوانات را مىكشد .
پولس : جانشين آن ريشهء سوسن دشتى است .
الترنجى : خانق الكلب 2 [ « سگ خفهكن » ] ورم ماهيچههاى [ گردن ] با جابهجايى مهرههاى گردن است كه اصلا نمىگذارد [ گردن ] بچرخد و دهان باز شود و از آن رو چنين ناميده شده است كه غالبا سگها دچارش مىشوند .
( 1 ) .
Aconitum napellus L .
( عيسى 5 1 ) يا
A . lycoctonum L .
؛ ابن سينا ، 764 ؛
Lane
، 818 . نام عربى به معناى « گرگ خفهكن » است . نسخهء فارسى اين عنوان را با عنوان قبلى يكى كرده است .
( 2 ) . خانق الكلب ، در نسخهء پ به صورت عنوانى مستقل آمده است ، وانگهى ابتدا به عنوان يك گياه توصيف مىشود و سپس گفته مىشود كه آن علت يك بيمارى همنام است . گياه خانق الكلب -
Apocynum erectum Vell .
( كچوله ) است ( عيسى ، 7 19 ) ، اما در اينجا از آن سخنى در ميان نيست . در نسخهء فارسى نقل از الترنجى حذف شده است .
366 . خاليدونيون 1
الحاوى : اين زرچوبك 2 است .
( 1 ) . يونانى ، ديوسكوريد ،
II
، 179 - 180 ، -
Chelidonium majus L .
؛ ابن سينا ، 776 ؛ ميمون ، 241 .
( 2 ) . الزرجوبك - نام فارسى « خاليدونيون » و همچنين عروق ( نك . شمارههاى 495 ، 698 ) ، قس .
II
،
Vullers
، 126 .
367 . خامالاون مصرى 1
الحاوى : در [ خامالاون ] سياه چيزى كشنده وجود دارد و به همين جهت نبايد آن را جز در خارج به كار برد ، اما اين چيز در [ خامالاون ] سفيد نيست .
ديسقوريدس : اين خامالاون لوقوس 2 يعنى سفيد است كه زنها صمغ آن را بهجاى مصطكى به كار مىبرند . برگش شبيه برگ خارى است كه در شام عكّوب 3 [ كنگرفرنگى ] ناميده مىشود و از [ برگ ] خامالاون سياه تيزتر و سختتر است . در ميانش خارى شبيه خارهاى خارپشت دريايى وجود دارد . گلش موهايى شبيه قرطم دارد ، به رنگ ارغوانى