حرف خ ( خاء )
363 . خاولنجان 1
اين تكههاى چوب درهم پيچيده و كج به رنگ سرخ مايل به سياه با مزهء سوزان است .
[ خاولنجان ] از ادويهء معطر است و آن را همراه با ماميران و ريوند از چين مىآورند .
ارجانى : جانشين [ خاولنجان ] پوست درخت قرنفل 2 است .
ابن ماسه مىگويد : [ خاولنجان ] همان خسرودارو است .
ابن ماسويه : جانشين [ خاولنجان ] يك و نيم برابر وزنش پوست درخت قرنفل ، و اگر نتوان يافت ، نيم برابر وزنش قرنفل است .
( 1 ) .
Alpinia officinarum Hance
( سراپيون ، 417 ؛ ميمون ، 398 ) يا
A . galanga Willd .
( ابو منصور ، 179 ؛ ابن سينا ، 759 ؛ عيسى ، 11 10 ) . اين نام از خولنگان فارسى است .
( 2 ) . قرفة القرنفل ، نك . شمارهء 820 ، يادداشت 11 .
364 . خانق النّمر 1
- نوعى بيش
الدمشقى : اين علفى است كه سگ ، يوزپلنگ ، خوك ، گرگ و شير را مىكشد اگر آن را در خوراكشان بگذاريم . برخىها مىپندارند كه اگر ريشهء اين [ گياه ] را به عقرب نزديك كنيم ، آن را سست و ناتوان مىكند و اگر خربق را به آن نزديك كنيم ، آنگاه [ عقرب ] از نو جان مىگيرد .
الحاوى : [ خانق النمر ] موجب پوسيدگى و فساد مىشود و اصلا نبايد وارد بدن شود .
ابن مندويه : يوزپلنگ را به سرعت مىكشد ؛ فقط در سرزمين هرقله مىرويد و مزهء تلخ و بوى بسيار ناپسند دارد .
پولس مىگويد : اقونيطون 2 دو نوع است ، يكى از آنها « يوز خفهكن » است كه مانند [ ديگر ] داروهاى كشنده سبب پوسيدگى مىشود ، ديگرى « گرگ خفهكن » است و آن مانند [ نوع ] اول است اما فقط گرگ را مىكشد ، همچنانكه اولى يوزپلنگ را مىكشد .
( 1 ) .
Aconitum lycoctonum L .
؛ عيسى ، 16 4 ؛ بدويان ، 89 . نيز قس . ابن سينا ، 765 . اين نام به عربى به معناى « يوز خفهكن » است .
( 2 ) . اقونيطون - يونانى ، تئوفراست ، 524 .