( 2 ) . اشبرك ( ؟ ) .
( 3 ) . حلبوب ، نسخهء فارسى : حلبلوب ، نك . شمارهء 1096 . حلبوب معمولا -
Mercurialis annua
يعنى سلمهتره است ؛ بيطار ، 689 ؛
I , Dozy
، 314 .
( 4 ) . و اشتق اسمه من الانتشار ، مؤلّف ظاهرا در اينجا مىخواهد بگويد كه
Euphorbia
( ) مشتق از - « منتشرشوندهء سريع » است .
( 5 ) . حلّب -
Euphorbia aegyptiaca
يا
E . granulata
است ؛ ابو حنيفه ، 225 ؛ همان جا ، فرهنگ ، 29 .
( 6 ) . نسخهء فارسى و محيط اعظم ،
I
، 281 : ذات الذوائب يعنى « با گيسوان » ، نسخهء الف : قرداسات الذوائب ، نسخهء پ : بنبات الذوائب .
( 7 ) . بر ( نسخهء فارسى و محيط اعظم ) ؛ نسخهء الف : بو ، نسخهء پ : يو . برطبق
Platts
، 142 و
Dutt
، 324 : بر -
Ficus indica
. بيرونى در اينجا واقعا توصيفى عالى از درخت فيكوس به دست مىدهد .
( 8 ) . نسخهء الف : العرمان ، بايد خواند الغربان ( نسخهء فارسى : زاغ ) .
347 . حليب 1
- شير تازه
اين [ شير ] تازه دوشيده است .
رائب 2 دوغ 3 است و مخيض 4 - ماست . ممخّض 5 به زبان زابلى چكّه 6 [ ناميده مىشود ] .
رغوه سرشير 7 است .
( 1 ) . اين عنوان در حاشيهء نسخهء الف نوشته شده و در نسخههاى فارسى و پ حذف شده است .
( 2 ) . الرائب به عربى به معناى « ماست » است ؛
Lane
، 1176 .
( 3 ) . دوغ . به فارسى به معناى ماست بدون چربى كه با آب مخلوط شده است ، ايران تركى . نك . محيط اعظم ،
II
، 26 ؛ فرهنگ تركى باستان ، 30 .
( 4 ) . المخيض - معمولا ماست بىچربى يعنى دوغ است . در اينجا ظاهرا نسخهبردار اشتباه كرده زيرا برطبق فرهنگها رائب - ماست و مخيض - دوغ .
( 5 ) . الممخص ، در نسخهء الف به صورت ممخض نشانهگذارى شده و در اين صورت به معناى مشك ، خيك است (
Lane
، 2695 ) ؛ بايد خواند ممخّض ، زيرا چكّه نزد مردم آسياى ميانه به معناى ماست غليظ ( چكيده ، آبرفته ) است ؛ قس .
Platts
، 437 .
( 6 ) . چك ، بايد خواند چكه ، نك . يادداشت 5 .
( 7 ) . الزبد .