( 5 ) . نسخهء الف : ايقسقين ؟ ؟ ؟ ، بايد خواند انفقين - ، ديوسكوريد ،
V
، 5 ؛
I , Dozy
، 41 .
( 6 ) . امعافتون ، بايد خواند امفاقيون ، نك . يادداشت 5 .
( 7 ) . نسخهء الف : عصارا دسرا ، بايد خواند عصارا دبسرا ، قس .
I , Low
، 62 .
( 8 ) . غورهء افشره ، آب غوره .
343 . حضض 1
آن به رومى لوقيون 2 و به سريانى مرارتفيلا 3 [ ناميده مىشود ] ، به فارسى پيلزهره 4 - و اين [ حضض ] هندى است . الفزارى مىگويد كه اين هدل 5 است ، به هندى قولوط 6 ، به سندى وطه و در يك نسخه الوطه 7 [ ناميده مىشود ] .
جالينوس نيز آن را فيلزهزج مىنامد .
جبريل و ارجانى مىگويند كه [ حضض ] هندى از مكّى و ديگر انواع قوىتر است .
جالينوس مىگويد ، نيز در كتاب صيدنه [ به نقل ] از كتاب چرك [ گفته مىشود ] 8 :
[ حضض ] هندى ساختگى را چنين به عمل مىآورند - چوب زرشك 9 را با آب مىجوشانند تا از آن چيزى باقى نماند ، سپس جوشانده را صاف مىكنند و با احتياط مىجوشانند تا غليظ شود .
او [ سپس ] مىگويد كه [ حضض ] سه نوع است و بهترين آنها [ حضض ] آبى رنگ با بوى خوش است .
جالينوس مىگويد 10 كه [ حضض ] هندى ساختگى را به كمك [ ماده ] نامبرده كه از چوب زرشك تهيه مىشود ، به عمل مىآورند . دربارهء تهيه [ حضض ] مكى مىگويند : يك رطل دبس 11 ، يك اوقيه صبر ، نيم اوقيه مرّ ، نيم اوقيه زردچوبه و نيم درهم زعفران [ مىگيرند ] ، [ همهء اينها را ] مىسايند ، با دبس مخلوط مىكنند ، مىجوشانند تا غليظ شود و در كيسهء چرمى قرار مىدهند .
* ابو عبيد مىگويد : از صبر 12 ابتدا صبر زرد ، سپس حضض خارج مىشود و باقى مانده مقر است . 13
اصمعى مىگويد : حظظ 14 گويشى از حضض است .
الخليل مىگويد : حضض دارويى است ك از شاش شتر تهيه مىشود . 15
رازى : جانشين [ حضض ] به وزن برابر فيلز هرج و به وزن برابر گرفته شده از نيم وزن فوفل و نيم وزن صندل است . 16
( 1 ) . شيرهء غليظ گياه .
Lycium afrum L .
يا
Rhamnus infectoria L .
است ؛ سراپيون ، 205 ؛ ابو منصور ،