شده است .
( 4 ) . المهو .
( 5 ) . حجر الابيض ، در نسخههاى ب و پ اشتباها در عنوانى جداگانه آمده است . قس . الجماهر ، 170 ( متن عربى ، ص 182 ) .
( 6 ) . بصاق القمر - « تف ماه » .
( 7 ) . المرو ، گ . لمّلين مىپندارد كه اين ممكن است فلدسپات باشد ( الجماهر ، 476 ، يادداشت 2 ) ، اما طبق
II , Dozy
، 585 -
pierre ponce
( سنگ پا ) .
( 8 ) . الميناء قس . الجماهر ، 210 ؛
II , Dozy
، 631 .
( 9 ) . المهاة - نام ديگر در كوهى ( بلور ) است ؛ نك . الجماهر ، 169 ؛
II , Dozy
، 622 . ظاهرا ، اين واژه به عنوان بعدى مربوط است و نسخهبردار آن را اشتباها در اينجا درج كرده است . روى هم رفته متن عنوانهاى « سنگها » بيش از ديگر بخشهاى صيدنه تحريف شده است . نه تنها واژههاى جداگانه ، حتى بندهايى كامل در عنوانهاى ديگر درج شده است . نك . شمارههاى 314 ، 315 ، 316 ، 318 و 325 .
( 10 ) . افروسالينان - يونانى .
( 11 ) . ام الصبيان ، نك . ابن سينا
III
، ج 1 ، ص 150 . نسخهبردار سهلانگار قطعهء 11 * را در شمارهء 316 درج كرده است ؛ قس . ديوسكوريد ،
V
، 121 .
310 . حجر البلّور 1
- در كوهى
[ اين ] افروسالينوس 2 - « كف ماه » 3 است و در بيمارى صرع 4 سودمند است .
( 1 ) . نك . شمارهء 117 .
( 2 ) . افروسالينوس ، نك . شمارهء 309 ، يادداشت 10 .
( 3 ) . زبد القمر - ترجمهء مستقيم يونانى ؛ معمولا به معناى سلنيت است ، قس . شمارهء 309 .
( 4 ) . الصرع ، نك . ابن سينا ،
III
، ج 1 ، ص 147 .
311 . حجر افروجيا يعنى الافريجة 1
حكم بن حنين 2 حكايت مىكند كه اين سنگ را در زمينهاى روم پيدا مىكنند . آن همانند ، سنگ پا روى آب شناور مىماند ، رنگش ارغوانى است . بين كوه اين [ سنگ ] و قسطنطنيه صد ميل است .
( 1 ) . ، ديوسكوريد ،
V
، 104 . نوشتارهايى ديگر نيز ديده مىشود : حجر افريقى ( بيطار ،