گويى ] از خراش تير 2 به وجود آمده است . رنگش سفيد و شكلش زيباست و در فلسطين يافت مىشود .
ديسقوريدس : سنگ يوديقوس 3 در حبشه 4 يافت مىشود ، شبيه بلوط و [ به رنگ ] سفيد مايل به سرخ است . رويش خطهايى [ ديده مىشود ] كه گويى [ مخصوصا ] كندهكارى شده است . محصول سايش آن مزه ندارد . سنگ مثانه را خرد مىكند .
الترنجى مىگويد كه بهترين « سنگ جهودان » - دينورى است . 5
( 1 ) . خارهاى فسيل شدهء خارپشت دريايى
Cidarus glandiferus
؛ سراپيون ، 219 ؛ ميمون ، 164 .
بيرونى در الجماهر ( 261 ) از « حجر اليهود » ياد مىكند و خاطرنشان مىكند كه اين باقىماندههاى سنگ شدهء حيوان دريايى است . نيز نك . ديوسكوريد ،
V
، 117 ؛ ابو منصور ، 148 ؛ ابن سينا ، 283 ؛
I , Dozy
، 252 .
( 2 ) . نسخههاى الف ، ب ، پ : بالشهر ، بايد خواند بالسهم ، قس . ديوسكوريد ،
V
، 117 .
( 3 ) . نسخههاى الف ، ب ، پ : حجر بوريقون ، بايد خواند حجر يوديقون - - « سنگ جهودان » ، نك . ديوسكوريد ،
V
، 117 . اين در نسخههاى ب و پ اشتباها به صورت عنوانى جداگانه آمده است .
( 4 ) . بارض حبشه ، ديوسكوريد
V
، 117 : بفلسطين .
V , D - G
، 155 : «
in Judea
» .
( 5 ) . اجود حجر اليهود الدينورى ، پ : اجود حجر البيوت .
302 . حجر ارمنى 1
- « سنگ ارمنى » ، ازوريت
ثاوفرسطس : رنگ [ سنگ ارمنى ] همان رنگ لاجورد 2 است و به همين جهت لاجورد را ارمنياقون 3 مىنامند .
پولس : برخى از مردمان آن را بزر الحجر 4 مىنامند ؛ اين بوراسطوماخوس 5 سنگ شده به رنگ سفيد است .
( 1 ) .
Lapis Armeniacus
؛ برخى آن را با لاجورد يكسان مىدانند ؛ ابو منصور ، 154 ؛
I , Dozy
، 250 .
لكن بيرونى در اينجا آن را از نظر رنگ با لاجورد مقايسه مىكند و به همين جهت تعريف آن به عنوان ازوريت
2 Cu CO 3 . Cu ( OH ) 2
محتملتر است ؛ نك . بيطار ، 633 ؛ الجماهر ، 464 ، يادداشت 1 .
( 2 ) . اللازورد - صورت عربى « لاژورد » فارسى (
II , Vullers
، 1068 ؛
Lane
، 2659 ) ، و از همينجا « لازوريت » روسى . اين مادهء معدنى مركب به رنگ آبى تند و كدر است ؛ نك . الجماهر ، 182 و ابن سينا ، 382 .
( 3 ) . ارمنياقون - يونانى .
( 4 ) . بزر الحجر - « تخم سنگ » يا « تخم سنگى » .
( 5 ) . نسخهء پ : بوراسطوماخوس ، نسخهء الف : نوراسطوماخوس ( ؟ ) .