برطبق
II ) I , Dozy
، 626 ) اين آب انگور است كه پخته شده و به 4 / 1 حجم رسيده است .
( 5 ) . مثلث - آب انگور ( يا شراب ) است كه پخته شده و به 3 / 1 حجم رسيده است ؛
Lane
، 349 .
( 6 ) . نسخهء فارسى : آب كور ، بايد خواند آب انگور .
( 7 ) . باذق - معرب بادهء فارسى ،
Lane
، 174 .
267 . جنبيل 1
برگ او به برگ طرخون مشابهت دارد و طعم او تيز بود در غايت تيزى .
اهل زابلستان سعتر را جنبير كوهى 2 گويند و گويند برگ نبات او تنك باشد و دراز و طعم او تيز بود .
گفتهاند كه در بخارا او را مرغك 3 گويند .
محمد زكريا در كتاب اغذيه گويد : جنبيل را اهل نيشاپور « حسينى » 4 گويند .
( 1 ) . از جنبيل در صيدنه دو بار نام برده مىشود ( نيز نك . شمارهء 213 ) و در هر دو مورد به معناى « سبزى » . در فرهنگهاى قديمى نوشته نشده است فقط
I ) Vullers
، 531 ) به شكل جنبيد مىآورد و مىگويد كه اين واژه سريانى است . واژهء جنبيل در ازبكستان معمول است و همچون
Thymus serpyllum L .
( آويشن خزنده ) شناخته شده است ؛ سحاب الدنيوف ، فرهنگ ، شمارهء 767 .
( 2 ) . جنبير كوهى .
( 3 ) . خواندن مشروط است ، حرف ما قبل آخر واضح نيست : مر . . . ك .
( 4 ) . حسينى . در اغذيه رازى ( 36 ) جنبيل نوشته نشده است . در آنجا گفته شده كه « الحسينى » نام ديگر الحبة و البرم است و با صعتر ( نك . شمارهء 639 ) مشابهت دارد .
268 . جمير 1
- ؟
جمير نوعى است از انواع ترهها و در بخارا 2 بسيار باشد . گويند بيابانهاى اسبيجاب پر باشد از او . لون او به لون بنفشه مشابهت دارد .
( 1 ) . در ديگر منابع ذكر نمىشود . اين عنوان در
Picture
، 116 درج شده است .
( 2 ) . نسخهء فارسى : بخار ، بايد خواند بخارا .
269 . جنطيانا 1
بعضى او را جنطيان گويند چنانكه كروياى رومى 2 را قردمانا گويند و قردمان 3 نيز گويند .