( 5 ) . طخيرستان - نوشتار ديگر طخارستان ، ياقوت ،
VI
، 31 .
( 6 ) . عنب الثعلب ، نك . شمارهء 735 .
( 7 ) . واليجها ( ؟ ) .
( 8 ) . به زبان بلى ، بايد خواند به زبان زابلى .
( 9 ) . ياسمين دشتى .
266 . جمهورى 1
ابو معاذ گويد : جمهورى نوعى است از انواع شرابهاى مطبوخ . چنين گفتهاند كه جمهور [ نام ] موضعى است كه او [ شراب ] را به آن موضع نسبت كنند ، اما بعضى گفتهاند او را به نوعى از انگورها كه آن را « جمهورى » گويند ، نسبت كردهاند . 2
بعضى گفتهاند كه « جمهورى » شرابى را گويند كه كهنه شده باشد و دو - سه سال بر او گذشته بود . 3
از جمله اقوال آن درستتر است كه « جمهورى » شرابى است كه از مىپخته 4 يا از مثلث 5 كنند . طريق او آن است كه آب انگور را چندان بجوشانند كه از سه بهر دو بهر برود و يك بهر بماند . سپس آب در وى بريزند و بگذارند تا جوش برآرد و باقوت شود چنان كه شرابهاى ديگر . آنگاه او را « جمهورى » گويند . اگر با مى پخته مثل اين بكنند او را هم « جمهورى » گويند .
ابو حنيفهء دينورى گويد : طايفهاى از آب انگور [ ابتدا ] مى پخته سازند . آنگاه بنگرند كه از مقدارى كه در اصل بوده است از آب انگور 6 چندى كم شده است ، پس همان مقدار آب در او كنند ، به آتش آن را به جوش آرند و در موضعى كنند ، سر آن بپوشند و بگذارند تا كف گيرد ، آنگاه كفك از او بيرون كنند به تدريج تا صاف شود . آنگاه آن را در خم كنند ، سر آن بپوشند و بگذارند تا باقوت شود . عرب آن را باذق 7 گويد .
( 1 ) . قس . ميمون ، 84 ؛ ابن بيطار ، 513 .
( 2 ) . در برخى از فرهنگها توضيح مىدهند كه اين شراب را از آن رو « جمهورى » مىنامند كه اكثر مردم ( جمهور الناس ) از آن استفاده مىكنند ، نك . تاج العروس ،
III
، 110 .
( 3 ) . اينجاى متن در نسخهء فارسى ضايع شده و ما با استناد به كازرونى ( ورق 88 ب ) به مفهوم ترجمه كردهايم . او مىنويسد : « مؤلف الصيدنه مىگويد : « جمهورى » شراب انگور است كه سه سال نگه داشته شده باشد » .
( 4 ) . مىپخته - همان مثلث است ( لسان العرب ،
XV
، 11 ؛
Lane
، 1876 ؛ محيط اعظم ،
IV
، 131 ) .