يادداشت 1 ) چندان درست نيست . اين را بيشتر دربارهء نطرون مىتوان گفت كه يكى از شش نوع به ورق به شمار مىآيد . برخى از پژوهشگران مىپندارند كه همه نمكهاى زودگداز شناخته شده در آن زمان را به ورق مىناميدند . نك .
H . E . Stapleton , R . F . Azo and M . Hidayat Husain . Chemistry in Iraq and Persia in the Tenth Century A . D . Mem . As . Soc . Bengal , vol . VIII , 1927 , p . 347
، يادداشت 8 .
( 2 ) . نسخهء الف : افنيطرون ، نسخهء فارسى : افينطرون - از يونانى ؛ غافقى ، 183 .
( 3 ) . نسخهء الف : ثرا ، نسخهء فارسى : ننرى ، بايد خواند نترا ، قس . با
neter
عبرى باستان ؛ ميمون ، 51 ، نسخهء پ : بعشرا .
( 4 ) . اوس ( ؟ ) .
( 5 ) . قس . ديوسكوريد ،
V
، 95 .
( 6 ) . نسخهء پ : بلادقوس ، ديوسكوريد ،
V
، 95 : بيعة ؛
V , D - G
، 130 :
Buni
.
( 7 ) . ابرونيطرون ، نك . يادداشت 2 .
( 8 ) . البورق الزبدى الافريقى .
( 9 ) . زبد النطرون معادل يونانى ، نك . شمارهء 1054 .
( 10 ) . حراقة الشعير . به احتمال زياد ، بيرونى به مادهاى اشاره دارد كه به سانسكريت
yavaksh ra
ناميده مىشود ( از
yava
- جو و
Ksh ra
- پتاش « كربنات پتاسيم » ) . آنگونه كه
Dutt
( ص 88 ) گواهى مىدهد ، نام چنين ماده واقعا در آثار سسرد آمده است . آن را از خاكستر خوشههاى سبز جو تهيه مىكردند ، خاكستر را در آب حل مىكردند ، محلول را از پارچهء كلفت مىگذراندند و سپس روى آتش تبخير مىكردند . در نتيجه ، نمك گردمانندى ، شور و ترش مزه ، به دست مىآمد كه كربنات پتاسيم با اندك ناخالصىهاى ديگر مواد بود .
( 11 ) . به ورق الغرب ، نسخهء فارسى : بورهء پده .
* ( 12 ) . در حاشيهء نسخهء الف نوشته شده است .
( 13 ) . اللك ، نك . شمارهء 952 .
J . Ruska
حدس مىزند كه به ورق بيد مخلوط نمكهاى موجود در خاكستر بيد است ( 47
( AL - R zi's Buch Geheimnis der Geheimnisse p .
. لكن در اينجا گفته مىشود كه اين مادهاى است كه خودبهخود روى درخت در حال رشد بيرون مىزند . ديگران مىپندارند كه شايد
salicin
نمك تلخ موجود در پوست بيد باشد ( غافقى ، 183 ، ص 375 ) .
( 14 ) . الحراق .
( 15 ) . به ورق الخبز . براى جلا دادن به نان ، قبل از پخت به روى نان محلول به ورق مىماليدند . كريموف ، سر الاسرار ، 132 ، يادداشت 71 .
( 16 ) . نسخههاى الف ، ب ، پ : الراوندى . تقريبا در تمام دستنويسهاى معروف كتاب اسرار رازى