( 5 ) . كازرونى ( ورق 73 الف ) اين عنوان را از ابتدا تا اينجا نقل مىكند .
( 6 ) . فردى ، نسخهء پ : زردى .
186 . بوسكان 1
- ؟
رازى مىگويد : جانشين [ بوسكان ] يك و نيم برابر [ مقدار ] درونج و مقدار برابر زيرهء كرمان است . 2
( 1 ) . نسخهء فارسى : بوسكار ، در ديگر منابع و فرهنگهاى شناخته شده نوشته نشده است ؛ نسخهء پ با عنوان پيشين يكى كرده است .
( 2 ) . نسخهء فارسى مىافزايد : و بر اين زيادت نكرده است در صفت و خاصيت [ اين دارو ] .
187 . بوصير 1
- گل ماهور
به اين نام در جزيره مشهور است ، در برخى از نسخهها به نام فلومس 2 ديده مىشود .
جالينوس مىگويد : يك [ نوع بوصير ] برگهاى سفيد و باريك دارد ، اين [ بوصير ] نر است اما مادهء آن برگهاى پهن و بزرگ دارد . [ نوع ] ديگر برگهاى سياه دارد . [ بوصير ] دشتى به رنگ طلايى نيز وجود دارد كه با آن موها را به رنگ سرخ رنگ مىكنند .
( 1 ) .
Verbascum Thapsus L .
( بوصير معمولى ) - نوع سفيد ؛
V . sinuatum L .
- نوع سياه يا
V . Songaricum Schrenk .
؛ ابن سينا ، 106 ؛ غافقى ، 164 ؛ بيطار ، 375 . بوصير از بوصينا سريانى و آن نيز از بوصينّو آشورى است ،
III , Low
، 352 .
( 2 ) . نسخهء الف : ترمس ( نك . شمارهء 208 ) كه بىمعنى است ، در اينجا تحريف يا ( فلومس ) يونانى روى داده است - غافقى ، 164 ؛
III , Low
، 351 ؛ نسخهء فارسى : ترجمهء نادرست ، نك .
شمارهء 145 ، يادداشت 2 .
188 . بوذهيارج 1
ابن ماسه 2 مىگويد : آن به چوب گل صد تومانى مىماند و آن را از هند مىآورند .
( 1 ) . در ديگر منابع نوشته نشده است .
( 2 ) . نسخهء فارسى : « ابن ماسويه » .
189 . بهار 1
اورباسيوس : اين بوفثالمون 2 و بوفثلمون 3 است . به سريانى عينىثورا 4 ، به فارسى