العرب ،
X
، 403 ؛ تاج العروس ،
VIII
، 112 ؛ كازرونى ، ورق 71 الف . ديوسكوريد ،
I
، 20 اين دارو را و ناميده است . مىپندارند كه اين نام يونانى منشأ هندى دارد اما تشخيص نسكفتن هنوز ميسر نشده است . در اين مورد دربارهء برخى حدس و گمانها نك . غافقى ، 119 ، ص 259 .
اين عنوان به اختصار در
Picture
، 112 درج شده است .
( 2 ) . ام غيلان ، نك . شمارهء 95 ؛ قس . عيسى ، 12 2 .
( 3 ) . نسخهء الف : ينحر بايد خواند ينخر ( نسخهء پ ) كه متن فارسى تأييد مىكند . او بيخ درخت ام غيلان است كه پوسيده شود . ابن سينا ، 94 ( متن عربى ، ص 70 ) : قال بعضهم انه من اصول ام غيلان اذا نجر فتساقط « برخى از پزشكان مىگويند كه اين تراشههاى ( ! ) ريشهء ام غيلان است ، اگر آن را رنده كنيم » .
( 4 ) . داخل كرب النخل النّخر ، نسخهء فارسى : او به هيئت به ميانهء كرنافه ماند و « كرنافه » آن باشد كه بر بنها شاخ خرما بر درخت گسترده باشد .
( 5 ) . المخير ، مىتوان « برگزيده ، خوب » معنى كرد . نسخهء فارسى حذف كرده است .
( 6 ) . نخر الصندل ، نك . شمارهء 647 .
( 7 ) . نسخهء الف : سريع النقيب ، نسخهء پ : سريع الثقب ، بايد خواند سريع التفتّت ، نسخهء فارسى : زود درهم شكسته شود .
180 . بنج 1
[ بنج ] به رومى هيوسقاموس 2 ، به سريانى زرع سخرونا 3 و به هندى هاتورا 4 ناميده مىشود .
الفزارى مىگويد : بنج دو نوع است : كوهى و بستانى و به فارسى گوزماثل 5 و به سندى دهطورا 6 ناميده مىشود .
بنج ، « جوزماثل » نيست لكن « قرصهاى چاقكننده » 7 را گاهى به جوماثل نسبت مىدهند .
دربارهء « بنج » گفته مىشود كه بر دو نوع است : سياه با گلهاى ارغوانى كه هيچ فايدهاى ندارد ، و سفيد با گلهاى زرد . براى تمييز آنها در موقع كاربرد ، دومى را « بنج سفيد » يا « [ بنج ] با گلهاى زرد » مىنامند .
ديسقوريدس مىگويد : برگ [ بنج ] پهن ، دراز ، سياه و زبر است ، شاخهها به گونه منتظم قرار گرفته 8 و بر روى آنها كپسولهاى 9 پر از تخم نشستهاند . آن [ نوع بنج ] كه به خشخاش مىماند ، گلهاى سرخ دارد ، اما گلهاى [ نوع ] ديگر همانند گلهاى سيب است ، شاخهها نرم و تخمها سرخاند .