يادداشت 1 ) .
( 2 ) . مناسب الزجاج ، اين نقل از حمزه در الجماهر ( 174 ) نيز آورده شده است .
( 3 ) . ريم بلور - « تفاله بلور » .
( 4 ) . در حاشيهء نسخهء الف افزوده شده است : « مىگويند كه بلور خالص مانند شيشه ذوب مىشود . كسى كه آن را به خود بياويزد ، خوابهاى بد نمىبيند » .
178 . بليلج 1
[ بليلج ] جوزى است صاف و هموار ، نوكتيز ، به رنگ خاكسترى 2 و به درشتى مازو .
هستهاى به شكل خود دارد ، درون [ هسته ] مغز خوردنى شيرينمزه شبيه مغز بادام يا فندق وجود دارد كه چرب و قىآور است .
نوكتيز بودن ، نيز چروكيدگى 3 از خواص هليله كابلى 4 است .
اما بليلج مايل به گردى است و صاف و زردرنگ .
( 1 ) . ميوههاى گياه
Terminalia belleria Roxl .
؛ سراپيون ، 71 ؛ ابو منصور ، 76 ؛ ابن سينا ، 98 ؛ غافقى ، 124 . « بليلج » شكل عربى « بليله » فارسى است (
I , Vullers
، 263 ) و آن نيز به نوبهء خود از « بهيرا » هندى (
Platts
، 200 ؛ محيط اعظم ،
I
، 336 ) يا از « ببهتكه » سانسكريت ( غافقى ، 124 ، ص 268 ) است .
( 2 ) . غبر الالوان - « به رنگ غبار » .
( 3 ) . الهليلج الكابلى ، نك . شمارهء 1097 .
( 4 ) . نسخهء الف : نشحه ، بايد خواند تشنّجه ، نسخهء پ : نتيجة ، نسخهء فارسى : و تشنج ندارد چنانكه هليله .
179 . بنك 1
يحيى و خشكى مىگويند كه [ بنك ] را از يمن مىآورند . مىگويند كه اين ريشهء درخت ام غيلان 2 است كه در جاى خود پوسيده 3 و از تنهء درخت جدا شده است . آن شبيه بخش درونى بن شاخههاى پوسيده درخت خرما است . 4
و اما [ البنك ] المخيّره 5 ، آن را از ارض الذهب مىآورند و مىگويند كه درخت صندل پوسيده 6 است . بهترين نوع آن زردرنگ است و به آسانى ريزريز مىشود . 7
و اما [ نوع ] اول ، و آن « عمانى » ناميده مىشود . مىگويند كه [ بنك ] در مكران نيز يافت مىشود .
( 1 ) . فرهنگهاى عربى مىگويند كه « بنك » واژه فارسى است به معناى اوليهء ريشهء ( اصل ) ، نك . لسان