يك نوع ديگر را از قيصوم برگها و شاخها بزرگتر بود و شكوفهء اين نوع خردخرد باشد و به لون سپيد و زرد . نبات اين نوع در فصل تابستان رسته شود .
ابو حنيفه گويد قيصوم ، نبات دشتى است و برگهاى او برتافته باشد ، گل او زرد است و سرهاى گل او بر يك موضع بود و متفرق نبود و به مقدار خردخرد بود . ساق شكوفهء او دراز باليده بود . 8
( 1 ) . برنجاسف ، بلنجاسف و ديگر شكلها ؛ (
I , Vullers
، 227 ) -
Artemisia vulgaris L .
؛ ابن سينا ، 85 ؛ غافقى ، 50 ؛ ميمون ، 63 .
( 2 ) . قيصوم ، نك . شمارهء 33 ، يادداشت 3 .
( 3 ) . نسخهء فارسى : راطسيا ، بايد خواند ارطميسيا ، نك . شمارهء 33 .
( 4 ) . ارطاميسيا ، نك . يادداشت 3 .
( 5 ) . نسخهء فارسى : مردوردشيران ، بايد خواند مرو اردشيران نك . شمارهء 33 ، يادداشت 11 .
( 6 ) . مروشيران .
( 7 ) . نسخهء فارسى : اطراميسيا كه اشتباه است .
( 8 ) . اين نقل از ابو حنيفه در لسان العرب ،
XII
، 486 - 487 وجود دارد .
147 . برّاقة 1
- ؟
نوعى است از ادويه و او بيخ نباتى است . بعضى از او خرد باشد و بعضى از او بزرگتر . جرم او را تشنج ( چين ) بسيار باشد و اندك مزه بود و در دست زود شكسته شود . لون او به قسط مشابهت دارد و در طعم او اندكى تيزى و سوختن و خاريدن بود .
( 1 ) . نشانهگذارى از نسخهء فارسى است ؛ در ديگر منابع به چنين گياهى اشاره نشده است . احتمال مىرود كه تحريف شده برواق يعنى « خنثى » ( سريش ) باشد ، لكن توصيف اين گياه از هيچ چيز مشخص سخن نمىگويد .
148 . بسباس 1
يحيى بن ماسويه گويد : بسباس برگ « جوزبويا » 2 ست و جوزبويا در ميان برگى [ برگچهاى ] باشد كه او را صيادنه و اطبا بسباس گويند به شبه سبد در حواشى او آمده باشد و چون جوزبويا از درخت او باز كنند بسباس ازو جدا كنند .
خشكى گويد : در بصره همچنين ديدم ؛ جماعتى از بازرگانان دريا كه ثقات بودند ، چنين گفتند كه جوزبويا و بسباس از يك درخت است و درخت او در اقاصى بلاد هند 3