( 6 ) . نسخهء فارسى : باسى ، بايد خواند پارسى .
( 7 ) . واژهء « آب » در نسخهء فارسى حذف شده و ما آن را بر پايه همين نقل از ابو حنيفه كه در لسان العرب ،
III
، 50 ؛
Lane
، 2645 آمده ، افزودهايم .
( 8 ) . مصرع اول در نسخهء فارسى تحريف شده و ما از روى لسان العرب ،
III
، 50 و تاج العروس ،
II
، 276 خواندهايم .
( 9 ) . نسخهء فارسى : انضا ، بايد خواند انصنا .
( 10 ) . دلب يعنى چنار ، نك . شمارهء 433 .
( 11 ) . يعنى بسيار گرانبهاست .
( 12 ) . نسخهء فارسى : مرسيفا ، بايد خواند فرسيا .
( 13 ) . حولانا ، بايد خواند حولافا قس .
III , Low
، 347 .
141 . برطانيقى 1
حنين در ثبت الاسماء آورده است كه برطانيقى بستانافروز است .
محمد زكريا در جامع خود همين آورده است و گفته است برگ 2 او به برگ حماض دشتى 3 ماند جز آنكه برگ برطانيقى بزرگتر است و به صورت نيكوتر و به سياهى مايل است . 4
( 1 ) . يونانى ، ديوسكوريد ،
IV
، 2 ؛
I , Vullers
، 222 ؛
I , Dozy
، 73 ؛ غافقى ، 155 .
مؤلفان شرق آن را با بستانافروز -
Amaranthus tricolar L .
( نك . شمارهء 149 ) يكسان مىدانند . اما مهيرهوف اين يكسانى را قابل ترديد مىداند و چند تعريف ديگر گياه
Britannica
را كه گياهشناسان امروزى پيشنهاد كردهاند مىآورد كه ميان آنها .
Inula britannica L . , Rumex hydrolapathum Huds
و جز اينها وجود دارد . نك . غافقى ، 155 ؛ عيسى ، 17 و 14 158 .
( 2 ) . نسخهء فارسى : نبات او ؛ اصلاح از روى ابن سينا ، 112 و غافقى ، 115 .
( 3 ) . ترشك دشتى نك . شمارهء 352 .
( 4 ) . در پى آن چنين گفته شده است : « و قوت بستانافروز [ پس از اين ] گفته شود ان شاء اللّه » .
142 . برنج 1
- مس زرد
برنج را برشبه 2 كه نوعى است از جواهر معدنى اطلاق كنند .
( 1 ) . يا برنج ،
I , Vullers
، 227 ؛
I , Dozy
، 79 - آلياژ مس و روى به نسبت 3 / 2 مس و 3 / 1 روى يا 4 / 3 مس و 4 / 1 روى . نك . كريموف ، سر الاسرار ، 141 ، يادداشت 208 . گ . گ . لملين بر پايهء سنگينى ويژهء برنج كه در