شمارهء 52 . نسخهء پ : ابو حسن الخطيبى ،
Vorwort
، 21 :
Abu Hazz . . .
.
( 15 ) . نسخهء الف : اهل الحروم بايد خواند اهل الجروم ( نسخهء پ ) .
( 16 ) . نسخههاى الف و ب : ردّ الكرب ، نسخهء پ : ازالة الكرب .
( 17 ) . نسخهء الف : العونات ، بايد خواند : العفونات ( نسخهء ب ) ، نسخهء پ : العذوبات .
( 18 ) . يقطعون غصنه . برطبق ديوسكوريد (
IV
، 56 ، ص 333 ) برش بر سر كپسول انجام مىگيرد . اما او دربارهء تهيه شيره از راه فشردن كپسول و برگهاى خرد شده خشخاش نيز سخن مىگويد .
( 19 ) . چنين جملهاى در ترجمهء عربى ديوسكوريد وجود ندارد .
( 20 ) . نسخهء الف : بشمونى ، نسخهء پ : بأشمون .
79 . افاريقون 1
رازى مىگويد : اين داروى رومى است . 2 اين سخنان او هيچ چيز را روشن نمىسازد .
ابو معاذ [ به نقل ] از ابن ماسه مىگويد كه اين تخم زيتون وحشى است . [ اما ] هسته زيتون را تخم نمىگويند و اين ، گويا چيزى ديگر است كه زيتونش مىنامند .
الدمشقى مىگويد كه اين مازريون است .
( 1 ) . اين ، ظاهرا يونانى -
Hypericum perforatum L .
- هيوفاريقون ( گل راعى ) است ، نك . شمارهء 1101 . لكن توصيف بعدى كه در اينجا آورده شده ، تقريبا بهطور كامل با آنچه در شمارهء 47 دربارهء اسد الارض گفته شده است ، مطابقت دارد . به دشوارى مىتوان گفت كه چنين اختلاط دو گياه متفاوت تصادفى باشد ، به گردن نسخهبردار نسخهء الف است يا واقعا در داروشناسى آن زمان چنين به حساب مىآمده است . ابن بيطار ، تفسير ، 30 ب : او فاريقون هو الهيو فاريقون و هو الداذى الرومى عن حنين بن اسحق - « اوفاريقون همان هيوفاريقون است و اين داذى رومى [ نك . شمارهء 414 ] از حنين بن اسحق است » .
قس .
Low , Pf .
، 320 . فقط منابع بعدى فارسى ( مخزن ، فرهنگ و محيط اعظم ،
I
، 170 ) اشاره مىكنند كه مازريون ( نك . شمارهء 963 ) را « افاريقون » مىنامند .
( 2 ) . قال الرازى هوا دوا رومى ، احتمالا بايد خواند دادى رومى ؛ ابن سينا ، 76 ؛ غافقى ، 266 ، ص 557 ؛ ميمون ، 115 .
80 . افيقوون 1
اين گياهى است كه در كشتزارهاى گندم [ يافت مىشود ] . ساقههاى كوچك و برگهاى شبيه برگهاى سداب دارد . نيرويش نيز همانند نيروى افيون است .
( 1 ) . نسخههاى الف و فارسى : افيقرون بايد خواند افيقوون - يونانى ( ديوسكوريد ،
IV
، 59