( 12 ) . البلابس جمع البلبوس - -
Muscari comosum Mill .
؛ نك . شمارهء 170 .
( 13 ) . نسخهء الف - واژه تحريف شده است ، نسخهء پ : يمسكون .
( 14 ) . نسخهء الف : يس ، بايد خواند : ييبس .
( 15 ) . كوك به زبان پشتو : « پياز وحشى » . اسلانف ، 705 . نسخهء فارسى : اتور ( ؟ ) . قطعهء * 15 در
Picture
، 110 درج شده است .
( 16 ) . الأهلية ، به نظر مىرسد كه همان البستانية باشد .
55 . اسفيداج 1
- سفيداب سرب
حمزه مىگويد كه اين اسپيداب است و به عربى رثنين 2 [ ناميده مىشود ] .
الصنوبرى دربارهء گل سرخ مىگويد :
دو رنگ دارد هم رخسار معشوق در آن است * هم رخسار عاشق رنجور عشق 3
يا رخسار زرد [ گون ] رنگ شده با رثنين * به دست استاد آرايش و زيبايى
[ اسفيداج ] بر دو نوع است : سربى و قلعى . اگر [ اسفيداج ] سربى 4 را با گوگرد بسوزانيم ، سرخ و ظريف مىشود و به اسرنج [ سرنج ] تبديل مىگردد . همان گونه كه جالينوس مىگويد ، اسرنج ظريفتر از اسفيداج است .
ماسرجويه مىگويد : اسفيداج را از سرب به كمك سركه تهيه مىكنند و اسرنج را از سرب از راه سوزاندن آن .
بولس مىگويد كه جانشين اسفيداج ، خبث الرصاص 5 است .
اسفيداج معمولى به كمك سركه 6 تهيه مىشود نه از راه سوزاندن با آتش .
ديوسكوريد دربارهء راه تهيه آن مىگويد : در ظرفى سركه مىريزند و ورقههاى سرب را بالاى [ سركه ] روى نىها 7 چنان جاى مىدهند كه بيش از اندازه نزديك سركه قرار نگيرد و با آن تماس پيدا نكند . سپس دهانهء ظرف را مىبندند ، گلاندود مىكنند و [ از بالا ] مىپوشانند . اين كار را در تابستان گرم انجام مىدهند . هنگامى كه اسفيداج همانند زنگار ، بر سطح ورقهها بيرون مىزند ، آنها را در لگن مىگذارند و [ اسفيداج ] را با شستن جدا مىكنند و [ ورقهها ] را از نو به ظرف [ سركه ] برمىگردانند . 8
او در جايى ديگر مىگويد : در هاون سربى 9 آب مىريزند ؛ وانگهى دسته هاون نيز بايد از سرب باشد . سپس [ آب را با دسته هاون ] مىسايند تا آن زمان كه آب سياه و