ابو نصر خطيبى و ديگر مخبران چنين اطلاع مىدهند : تمساح در شنهاى كنارهء نيل تخم مىگذارد و با بدن خود آنها را مىپوشاند تا گرم بمانند . بچههايى كه [ در پى مادر به آب ] مىروند ، تمساح مىشوند و آنها كه به خشكى مىروند - اسقنقور .
[ خبرهايى ] دربارهء بزرگداشت سرشت [ تمساح ] 9 از مصريان بهجا مانده است :
مردى را براى ذبح [ تمساح ] شكار شده با كارد طلايى معيّن كرده بودند . او بر تمساح مهر مىزد و اگر مهر رويش نبود [ تمساح ] خواستار نداشت .
كشتيبانان 10 در كناره رودخانههاى هند در ميان شنها تخمهاى [ تمساح ] و لاكپشت آبى 11 را جستوجو مىكنند . از آنها خاگينه مىسازند يا آنها را مىپزند . آنها در اينباره كه [ تمساح ] با بدن خود تخمها را مىپوشاند تا گرم بمانند ، ذكرى به ميان نياورده و هرگز اين را مشاهده نكردهاند .
و اما اسقنقور ، هنديان نه از نظر شكل و نه از نظر خاصيت چيزى دربارهاش نمىدانند .
مىگويند كه در هر نرينه اسقنقور ، حرذون 12 و ضبّ دو عضو جنسى وجود دارد و هر مادينه نيز داراى دو عضو جنسى است . مىپندارند كه پايه هر دو عضو يكى است اما دو شاخه دارد . [ عضوش ] را نزك 13 مىنامند .
[ شاعر ] 14 گفته است :
سوسمار جوان 15 را دو عضو است كه با آنها سر آمد * همگان در جهان است 16 - هم پاپوشدارها و هم پابرهنهها
الكسائى اين شعر را مىخواند :
از هم جدا شديد ، شما كه همسنوسال بوديد * بهسان عضو يك پايه دو شاخه سوسمار
مىّ المدينيّة 17 گفته است :
دلم مىخواست تا او سوسمار [ صبّ ] مىبود و من * ماده سوسمار گدايى كه تنهايى گزيده است !
پولس مىگويد كه جانشين اسقنقور « خصى الثعلب » است . به احتمال زياد حيوان را در نظر داشته است نه گياه را . 18
( 1 ) .
Scincus offcinalis
؛ سراپيون ، 537 ؛ ابو منصور ، 7 ؛ ميمون ، 129 ؛
I , Vullers
، 99 . به صورت « سقنقور » نيز ديده مىشود . هر دو از يونانى است ، ديوسكوريد ،
II
، 65 ؛ ابن سينا ، 38 : سوسمار آبى .