شمارههاى 47 - 50 يكى شدهاند .
( 2 ) . فلفل ابيض شمارهء 789 ( يادداشت 20 ) كه اين جمله در آنجا بهطور كامل درج شده است .
51 . اسحل 1
- ؟
اين چوبى است كه با آن دندانها را تميز مىكنند . انگشتان نرم و ظريف را به آن [ اسحل ] تشبيه مىكنند .
[ شاعر ] مىگويد 2 :
« گرفت با انگشتان ظريف و نرم همانند * كرمهاى 3 ظبى 4 يا خلال دندان اسحل
( 1 ) . اسحل در منابع مشهور داروشناسى نوشته نشده و نسخهء فارسى آن را حذف كرده است . ابو حنيفه در اثر خود يك صفحه و نيم را به توصيف آن اختصاص داده است . او مىگويد كه اين درختى شبيه « اثل » ( نوعى گز ، نك . شمارهء 15 ) است و همانند « اثل » تنومند مىشود . كسى آنها را نمىشناسد و تمييز آنها از يكديگر دشوار است ؛ ابو حنيفه ، 2 . برطبق عيسى ، 20 57 ، اين
Cordia myxa L .
- سپستان است .
( 2 ) . برطبق ابو حنيفه ، 2 ، اين شاعر امرء القيس است .
( 3 ) . اساريع جمع اسروع - كرمهاى سفيد با سر سرخ كه در شنزارها ديده مىشود ، لسان العرب ،
VIII
، 153 ، نك . شمارهء 57 .
( 4 ) . ظبى - نام درهاى در تهامه ، لسان العرب ،
VIII
، 153 .
52 . اسقنقور 1
به سريانى حردانا دنيلوس 2 [ ناميده مىشود ] . اين حيوانى شبيه ضبّ 3 است . آن را از نيل مصر مىآورند .
آن [ اسقنقور ] بهترين به شمار مىآيد كه در روزهاى جفتگيرى در بهار شكار شده باشد و بهترين بخش بدنش شكم * و ناف 4 است . [ اسقنقور ] تازه نهچندان شور ، سودمندترين است اما نمك سود و خشك آن ، تنها جزئى از نياز را برآورده مىسازد . 5
ديوسكوريد مىگويد : اين تمساح دشتى 6 * * است و در هند و مصر يافت مىشود .
نوعى [ اسقنقور ] وجود دارد در درياى سوف يعنى البردى و آن درياى قلزم است . 7 در لوذيا تا موريتانى 8 ، نيز در ديگر جاها ديده مىشود . نوع و شكل همهء آنها يكسان است .
اين سخنان [ ديوسكوريد ] به وجود [ اسقنقور ] در درياى روم گواهى مىدهد زيرا جاهاى نامبرده به اين دريا نزديكترند تا به درياهاى ديگر .